→ دیوان اشعارامیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۸۰۱هیچ کس از باغ و بر بوی وفایی ندید←شمارهٔ ۸۰۲نیست به دست امید بخت مرا آن کمند←شمارهٔ ۸۰۳باز گرفتار شد دل که درین سینه بود←شمارهٔ ۸۰۴دل که به غم داد تن آرزوی جان خرید←شمارهٔ ۸۰۵غمزه مردم کشی پرده صبرم درید←شمارهٔ ۸۰۶من نشنیدم که خط بر آب نویسند←شمارهٔ ۸۰۷صبح دمان بخت من ز خواب در آمد←شمارهٔ ۸۰۸از در من دوش کان نگار در آمد←شمارهٔ ۸۰۹روی نکو بی وجود ناز نباشد←شمارهٔ ۸۱۰دلبر من دوش که مهمان رسید←شمارهٔ ۸۱۱هر که به دنباله کامی بود←شمارهٔ ۸۱۲گل به تماشای چمن می رود←شمارهٔ ۸۱۳عشق تو هر لحظه فزون میشود←شمارهٔ ۸۱۴گر جام غم فرستی، نوشم که غم نباشد←شمارهٔ ۸۱۵سروی چو قامت تو در بوستان نباشد←شمارهٔ ۸۱۶من دلبری ندیدم کش زین نهاد باشد←شمارهٔ ۸۱۷چندان که یار ما را در حسن ناز باشد←شمارهٔ ۸۱۸ما را ز کوی جانان عزم سفر نباشد←شمارهٔ ۸۱۹در شهر فتنه ای شد، می دانم از که باشد←شمارهٔ ۸۲۰هر لحظه چشم شوخت ناز دگر فروشد←شمارهٔ ۸۲۱بر آسمان پریوش چون ماه ما برآید←شمارهٔ ۸۲۲چون بینم اینکه رویت در چشم دیگر آید←شمارهٔ ۸۲۳هر بار کان پریوش در کوی من در آید←شمارهٔ ۸۲۴امروز چیست کز در جانان برون نیامد؟←شمارهٔ ۸۲۵گر بر عذار سیمین زلفش دوتو نماند←شمارهٔ ۸۲۶دل شد ز دست ما را با یار ما که گوید؟←شمارهٔ ۸۲۷مستان چشم اویم از ما خمار ناید←شمارهٔ ۸۲۸چشم ز دوری تو دور از تو خون فشاند←شمارهٔ ۸۲۹زلفت که هر خم از وی در شانه می نگنجد←شمارهٔ ۸۳۰دل بیرخ تو صورت جان را نمیشناسد←شمارهٔ ۸۳۱زین پیشتر چنین دلت از سنگ و رو نبود←شمارهٔ ۸۳۲عهدی که بود با منت، آن گوییا نبود←شمارهٔ ۸۳۳دی مست بوده ام که ز خویشم خبر نبود←شمارهٔ ۸۳۴یاری که بر جدایی اویم گمان نبود←شمارهٔ ۸۳۵دی زخم ناخنش به رخ چمن سمن چه بود؟←شمارهٔ ۸۳۶یارب، چه بود امشب و مهمان من که بود؟←شمارهٔ ۸۳۷یارب که دوش غایب من خانه که بود؟←شمارهٔ ۸۳۸آن دل که دایمش سر بستان و باغ بود←شمارهٔ ۸۳۹اهل خرد که از همه عالم بریدهاند←شمارهٔ ۸۴۰یاران که زخم تیر بلایت چشیدهاند←