شعر را زندگی کن
جامی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۸۱دولتم نیست که باشم به سخن دمسازت←شمارهٔ ۸۲بر لبم آهی نمی آید که دودآمیز نیست←شمارهٔ ۸۳به کوی عزلتم ویرانه ای هست←شمارهٔ ۸۴غنچه همچون دهان تنگ تو نیست←شمارهٔ ۸۵از تو بر دل‌ها کمین‌ها نیک نیست←شمارهٔ ۸۶ای که سلطان خیالت کرده در جان منزل است←شمارهٔ ۸۷زآهم آتش به خانه افتاده ست←شمارهٔ ۸۸تو را ز دوست بگویم حکایت بی پوست←شمارهٔ ۸۹زهی به نسخ گل آورده خط بناگوشت←شمارهٔ ۹۰مقام عارف عالی مقام بی وطنیست←شمارهٔ ۹۱بستان ز شکوفه پر از انوار تجلی ست←شمارهٔ ۹۲تا از گل تو سبزه برون آمدن گرفت←شمارهٔ ۹۳پا نه به طرف باغ که گل زیر دست توست←شمارهٔ ۹۴جانم ز غمت به لب رسیده ست←شمارهٔ ۹۵زمی تلخ سبویی که به دست آمده است←شمارهٔ ۹۶چندم از خویش جدا خواهی داشت←شمارهٔ ۹۷به بزم زنده دلان ذکر دی و فردا نیست←شمارهٔ ۹۸در دلم زآتش تو داغ بس است←شمارهٔ ۹۹نه دل بی تو ز جانی دور مانده ست←شمارهٔ ۱۰۰نکرد لطف تو کاری و وقت کار گذشت←شمارهٔ ۱۰۱یار بر دیده راه کرد و گذشت←شمارهٔ ۱۰۲آنچه در چشمم ز یار و طلعت زیبای اوست←شمارهٔ ۱۰۳با داغ تو چو لاله دلم خویش برآمده ست←شمارهٔ ۱۰۴به خدا غیر خدا در دو جهان چیزی نیست←شمارهٔ ۱۰۵یار اگر شبرو و عیار بود باکی نیست←شمارهٔ ۱۰۶چون کمر بسته مه من به سفر بیرون رفت←شمارهٔ ۱۰۷آن ترکمان پسر که دل ما نشان اوست←شمارهٔ ۱۰۸مردم چشمم ز تو خالی بس است←شمارهٔ ۱۰۹ای سنبل مشکین زده سر از گل رویت←شمارهٔ ۱۱۰نه چنان گرفت خانه به دل من آرزویت←شمارهٔ ۱۱۱سبزه نو که ز گلزار رخت سر زده است←شمارهٔ ۱۱۲چون تو ماهی در همه آفاق نیست←شمارهٔ ۱۱۳هیچ کس نیست که حیران شده روی تو نیست←شمارهٔ ۱۱۴بلبل چو مطربان به غزلخوانی آمده ست←شمارهٔ ۱۱۵رنگ رخت ز تاب تب ای سیمبر شکست←شمارهٔ ۱۱۶سرو گل اندام من طرف کله برشکست←شمارهٔ ۱۱۷وقت گل شد بزم عشرت بر لب جو خوشتر است←شمارهٔ ۱۱۸دودم از سینه که گرد آمده بالای سر است←شمارهٔ ۱۱۹به باغم بی رخت تسکین محال است←شمارهٔ ۱۲۰یا از زبان دوست شنو داستان دوست←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth