→ واسطة العقدجامی
جامی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۲۸۱سحر که صوفی صبح از نشیمن ابداع←شمارهٔ ۲۸۲مرا دلیست ز تن غافل و ز جان فارغ←شمارهٔ ۲۸۳گرچه سوزد دل پروانه ز سودای چراغ←شمارهٔ ۲۸۴به ساعد تا نهاد آن سیمبر داغ←شمارهٔ ۲۸۵چند سوال ای پسر که چیست تصوف←شمارهٔ ۲۸۶آن تهیدست چه خوش گفت می لعل به کف←شمارهٔ ۲۸۷به از کدورت زهد ریاست باده صاف←شمارهٔ ۲۸۸زهی دهان تو کام شکرلبان شگرف←شمارهٔ ۲۸۹میل شکل ابرویت دارم درین فیروزه طاق←شمارهٔ ۲۹۰چون جمال خود هم اندر خود تماشا کرد عشق←شمارهٔ ۲۹۱بیا ای آرزوی جان عاشق←شمارهٔ ۲۹۲هر خزان آیدم از رنگ رزان بوی فراق←شمارهٔ ۲۹۳ای در سماع عشق تو تسبیح خوان ملک←شمارهٔ ۲۹۴در نعت بقا نیست کسی با تو مشارک←شمارهٔ ۲۹۵مراست از تب عشق تو جان آتشناک←شمارهٔ ۲۹۶بیا ای ز سر تا قدم جان پاک←شمارهٔ ۲۹۷ای خط و لب تو را به هم نزدیک←شمارهٔ ۲۹۸محتسب در دست سنگ انداخت در خمخانه چنگ←شمارهٔ ۲۹۹قد راقنی جمالک یا راکب الجمل←شمارهٔ ۳۰۰حادی عشق اگر راز تو گوید به جبل←شمارهٔ ۳۰۱ساقیا خیز کز محول حال←شمارهٔ ۳۰۲مرا تا کی جگرخون داری ای دل←شمارهٔ ۳۰۳دارد آن سرو گل اندام معنبر کاکل←شمارهٔ ۳۰۴شدم در گوشه میخانه محرم←شمارهٔ ۳۰۵چون ز فیض رشحات نم باران قدم←شمارهٔ ۳۰۶ایها الساقی ادر کأس المدام←شمارهٔ ۳۰۷صبح است و از خمار شبم مانده تلخکام←شمارهٔ ۳۰۸بر اوج حسن روی تو ماهی بود تمام←شمارهٔ ۳۰۹بنشین دمی که پیش رخت زاریی کنم←شمارهٔ ۳۱۰من آن نیم که پی حفظ اعتقاد عوام←شمارهٔ ۳۱۱امر علی بالیات الخیام←شمارهٔ ۳۱۲که گوید سلام من مستهام←شمارهٔ ۳۱۳بی تو دارم ز جدا مردن بیم←شمارهٔ ۳۱۴به چشم تو زینسان که صیدی حقیرم←شمارهٔ ۳۱۵وه که از پای درافکند غم آن پسرم←شمارهٔ ۳۱۶به خاک درت ریخت اشک امشبم←شمارهٔ ۳۱۷دادیم دست چو دیدی به ره خود پستم←شمارهٔ ۳۱۸چون تاب نیاری که به تو دیده فروزم←شمارهٔ ۳۱۹ایستاده به سر از آه دمادم دودم←شمارهٔ ۳۲۰نیست جز رخ به کف پای تو سودن هوسم←