→ حزین لاهیجیحزین لاهیجی
حزین لاهیجی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۳۶۱بی پا و سر ز قدر و شرف کام می برد←شمارهٔ ۳۶۲از پرده چو خواهد، گل رخسار برآرد←شمارهٔ ۳۶۳کشم چو آه، دل ناتوان بیاساید←شمارهٔ ۳۶۴اگر نسیم نباشد که زلف بگشاید؟←شمارهٔ ۳۶۵صباحت کو که گل را بر سرم شور جنون سازد؟←شمارهٔ ۳۶۶در این دو هفته که با گل مدار میگذرد←شمارهٔ ۳۶۷گریبان چاکم و جانان مرا دیوانه پندارد←شمارهٔ ۳۶۸هوای عشق برونم ز ننگ و نام کشید←شمارهٔ ۳۶۹لب تشنهٔ تیغیم، ز کوثر چه گشاید؟←شمارهٔ ۳۷۰ترسم از چشم خوشت غافل نگاهی سر زند←شمارهٔ ۳۷۱ساغر نزنم تا بتوان خون جگر زد←شمارهٔ ۳۷۲به خاموشی صفیر آشنایی می توانم زد←شمارهٔ ۳۷۳گر به شوخی شرری در پر پروانه زدند←شمارهٔ ۳۷۴تهمت برق تجلی ست که بر طور زدند←شمارهٔ ۳۷۵بیخودان بانگ اناالحق که درین دار زدند←شمارهٔ ۳۷۶یاد وصلی که دل از هجر خبردار نبود←شمارهٔ ۳۷۷شب که در خلوت اندیشه تمنّای تو بود←شمارهٔ ۳۷۸بزم وصل است و غم هجر همان است که بود←شمارهٔ ۳۷۹با چرخ سفله، همّت ما در نبرد بود←شمارهٔ ۳۸۰محرومی وصال تو دل را نوید بود←شمارهٔ ۳۸۱یاد آن زمان که بادهٔ عشرت به کام بود←شمارهٔ ۳۸۲طاق میخانهٔ مستان خم ابروی تو بود←شمارهٔ ۳۸۳همّت ما مدد پیر و جوان خواهد بود←شمارهٔ ۳۸۴امشب که دل در آتش آن گلعذار بود←شمارهٔ ۳۸۵در دیده مرا بی تو پریشان نظری بود←شمارهٔ ۳۸۶امشب که از فروغ رخش، لاله داغ بود←شمارهٔ ۳۸۷ز حشر مستی ما را چه باک خواهد بود؟←شمارهٔ ۳۸۸حاشا که دل به درد تو دادن نهان بود←شمارهٔ ۳۸۹به قامت شاخ گل را از دمیدن باز می دارد←شمارهٔ ۳۹۰خوش آنکه ساقی مجلس نقاب بردارد←شمارهٔ ۳۹۱آن یار بی حقیقت، پاس وفا ندارد←شمارهٔ ۳۹۲به غیر از گریه عاشق در جهان کاری نمی دارد←شمارهٔ ۳۹۳گلستان محبّت سرو آزادی نمی دارد←شمارهٔ ۳۹۴به غیر از بزم خاموشی که آوازی نمی دارد←شمارهٔ ۳۹۵دلِ شاد، رند می آشام دارد←شمارهٔ ۳۹۶دل بیگانه مشرب با نگاه آشنا دارد←شمارهٔ ۳۹۷طرب یعقوب من در گوشهٔ بیت الحزن دارد←شمارهٔ ۳۹۸نیم ز افسردگی عاشق ولی دل یاد او دارد←شمارهٔ ۳۹۹دل در خم زلف او سودای دگر دارد←شمارهٔ ۴۰۰حریفان هر که را دیدیم در دل کلفتی دارد←