شعر را زندگی کن
→ حزین لاهیجیحزین لاهیجی
حزین لاهیجی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۶۰۱یک مشت سفله مانده بجا از کرام خلق←شمارهٔ ۶۰۲چون وصل در نگنجد، هجران کجاست لایق؟←شمارهٔ ۶۰۳تا شد سر غم گرم به طوفان من از اشک←شمارهٔ ۶۰۴جاری چو به یاد رخ جانان شودم اشک←شمارهٔ ۶۰۵هندوستان غربت بادا به ما مبارک←شمارهٔ ۶۰۶بر سر زدیم لالهٔ داغی به جای گل←شمارهٔ ۶۰۷چو بر سر زند شاخ، مستانه گل←شمارهٔ ۶۰۸رنگین سخنی چون کند از خامهٔ ما گل←شمارهٔ ۶۰۹خطّ تو، لوح صفحه طراز کتاب گل←شمارهٔ ۶۱۰جهان ساده پر کار است از نقش و نگار دل←شمارهٔ ۶۱۱عشق اگر یار شود از اثر زاری دل←شمارهٔ ۶۱۲زهی ز صبح بناگوشت آفتاب خجل←شمارهٔ ۶۱۳ای از رخت مشاطه را، صد چشم حیران در بغل←شمارهٔ ۶۱۴شدم ز توبهٔ بی صرفه در بهار خجل←شمارهٔ ۶۱۵حاجت اگر بری، در دولتسراست دل←شمارهٔ ۶۱۶هرگه به یادش از جگر افغان برآورم←شمارهٔ ۶۱۷چون طوطی اگر نام به گفتار بر آرم←شمارهٔ ۶۱۸با یاد نرگست، چو می ناب می‌زدم←شمارهٔ ۶۱۹چون شاخ گل از باد سحر، بار فشاندم←شمارهٔ ۶۲۰از دیده ی دل پرده ی پندارگرفتیم←شمارهٔ ۶۲۱راه از همه سو بر خبر خویش گرفتیم←شمارهٔ ۶۲۲غافل دمی از جذبهٔ صیّاد نگردیم←شمارهٔ ۶۲۳عشاق تو را قافله سالار نگردیم←شمارهٔ ۶۲۴به یک ایمای ابرو زندهٔ جاوید گردیدم←شمارهٔ ۶۲۵دل تنگ از ستمت رشک گلستان کردم←شمارهٔ ۶۲۶عشق تو ملک خسروی، داغ تو چتر شاهیم←شمارهٔ ۶۲۷برخیز سوی عالم بالا برون رویم←شمارهٔ ۶۲۸به وصل از خوی او نظاره دیدار نتوانم←شمارهٔ ۶۲۹به صد جان غمزه ات مفت خریدار است می دانم←شمارهٔ ۶۳۰سپاه فتنه با آن چشم جلاد است می دانم←شمارهٔ ۶۳۱نگاهش با اسیران بر سر ناز است می‌دانم←شمارهٔ ۶۳۲ز خود دور آن دلارا را نمی دانم نمی دانم←شمارهٔ ۶۳۳غم دنیا ندارم، در پی عقبا نمی مانم←شمارهٔ ۶۳۴ای دوست به هر منزل، همخانه تو را یابم←شمارهٔ ۶۳۵موسی صفت به داغ ظهور تو سوختیم←شمارهٔ ۶۳۶پیش از ظهور جلوهٔ جانانه سوختیم←شمارهٔ ۶۳۷شیر و شکر ز تلخی ایّام می کشم←شمارهٔ ۶۳۸بود تا چند در دل حسرت آن خوش بر و دوشم←شمارهٔ ۶۳۹سر تا قدم از خون جگر، غیرت باغم←شمارهٔ ۶۴۰ترسم که پریشان شود از ناله غبارم←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth