→ دیوان اشعارامیر شاهی
امیر شاهی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۴۱عمر بگذشت و دلم جز عاشقی کاری نیافت←شمارهٔ ۴۲ساقی، به غم تو عقل و جان رفت←شمارهٔ ۴۳کسی که عاشق روی تو شد بباغ نرفت←شمارهٔ ۴۴ای دل ایام هجر شد بنیاد←شمارهٔ ۴۵تا ز شب بر مهت نقاب افتاد←شمارهٔ ۴۶دل بهر تو در ملامت افتاد←شمارهٔ ۴۷تا دل ز کف اختیار ننهاد←شمارهٔ ۴۸باز آی، که دل بی تو سر خویش ندارد←شمارهٔ ۴۹باز این سر بی سامان، سودای کسی دارد←شمارهٔ ۵۰ - استقبال از قاسم انوارهر کسی موسم گل گوشه باغی دارد←شمارهٔ ۵۱خدنگ او که به جان مژده هلاک بَرَد←شمارهٔ ۵۲خاک من باد از سر کوی تو گر بیرون برد←شمارهٔ ۵۳مرا عشقت از ره برون میبرد←شمارهٔ ۵۴دل زلف ترا گرفت، بد کرد←شمارهٔ ۵۵گرم عشقت عنان دل نگیرد←شمارهٔ ۵۶هر دم ز عشق، بر دل من صد بلا رسد←شمارهٔ ۵۷ای خوش آن شب که به بالین من آن ماه رسد←شمارهٔ ۵۸چو سرو قد تو در جویبار دیده رسد←شمارهٔ ۵۹کسی کش مهر خوبان کار باشد←شمارهٔ ۶۰مبارک، منزلی کان خانه را ماهی چنین باشد←شمارهٔ ۶۱یار خط بر روی زیبا میکشد←شمارهٔ ۶۲ - استقبال از امیر همایون اسفراینیدل بیرخ تو جانب گلشن نمیکشد←شمارهٔ ۶۳باغ را باز مگر مژده گلریز آمد←شمارهٔ ۶۴چمن سرسبز شد ساقی، گل و نرگس به باغ آمد←شمارهٔ ۶۵چو شمشاد قدت در گلشن آمد←شمارهٔ ۶۶چو ساقی آن قدح لاله گون بگرداند←شمارهٔ ۶۷گر من از خاک درت رفتم، دل شیدا بماند←شمارهٔ ۶۸ما برفتیم و دل آواره در کویت بماند←شمارهٔ ۶۹یار با ما چنانکه بود، نماند←شمارهٔ ۷۰تا بر گل تو جعد گرهگیر بستهاند←شمارهٔ ۷۱ای بیخبر از گریهٔ خونینجگری چند←شمارهٔ ۷۲جان به یاد تو یاد کس نکند←شمارهٔ ۷۳بیدلان کوی تو مقام کنند←شمارهٔ ۷۴عید شد، خوبان به عزم مجلس و می میروند←شمارهٔ ۷۵فصل نوروز است و خلقی سوی صحرا میروند←شمارهٔ ۷۶به زنجیر زلفت دل ماست در بند←شمارهٔ ۷۷پیکان غمزه را چو بتان آب میدهند←شمارهٔ ۷۸وقت گل، خوبان چو بزم عیش در صحرا نهند←شمارهٔ ۷۹خوبرویان چو خدنگ نظری بگشایند←شمارهٔ ۸۰سرو تو مگر ز پا نشیند←