شعر را زندگی کن
سعیدا

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۵۶۱آفتاب از آتش مهر تو اخگر پاره‌ای←شمارهٔ ۵۶۲ای که از قدرت تویی حسن آفرین تازه ای←شمارهٔ ۵۶۳نمی دانم تو خاکی آتشی یا باد یا آبی←شمارهٔ ۵۶۴هیچ در کفر و خیال کار مشکل نیستی←شمارهٔ ۵۶۵وجودم را بر آتش زد لقای گرم موجودی←شمارهٔ ۵۶۶دارم ز باده چشم تمنای بیخودی←شمارهٔ ۵۶۷دوست به دشمن به کربلا تو نمودی←شمارهٔ ۵۶۸تو تا به کی دل و جان در امان نگه داری←شمارهٔ ۵۶۹دلم ربوده بت ماهری به عیاری←شمارهٔ ۵۷۰دیده بیرون شده از پرده به دیدار کسی←شمارهٔ ۵۷۱شد زمین تکیه گاه درویشی←شمارهٔ ۵۷۲برهنگی است عبا و قبای درویشی←شمارهٔ ۵۷۳تلخی کند به کام خضر آب زندگی←شمارهٔ ۵۷۴هر جا پیدا شود شور و شر دیوانگی←شمارهٔ ۵۷۵ای که در تدبیر دنیای دنی بس مایلی←شمارهٔ ۵۷۶کریمان را چه شد یارب کریمی←شمارهٔ ۵۷۷گهی معشوق و گه عاشق گهی جسمی و گه جانی←شمارهٔ ۵۷۸ز بس این تن پرستان کرده خم گردن به آسانی←شمارهٔ ۵۷۹میزان عدالت بودی دی زلف سمن سایی←شمارهٔ ۵۸۰ز خویش برده مرا چشم باده پیمایی←شمارهٔ ۵۸۱در حریم دل من شمع شب افروز تویی←شمارهٔ ۵۸۲واقف از زاده و نزاده تویی←شمارهٔ ۵۸۳دل برده است چشم قتال جنگجویی←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth