→ دیوان اشعارسعیدا
سعیدا
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۵۲۱بیفتی گر ز پا در راه دل سر میتوان گشتن←شمارهٔ ۵۲۲ندیده صاحب معنی به روزگار سخن←شمارهٔ ۵۲۳کجا رسد به تو گل در ادای دل بردن←شمارهٔ ۵۲۴به آن سرو سهیقد یاد صهبا میتوان کردن←شمارهٔ ۵۲۵آخرت منظور اگر باشد ز دنیا آمدن←شمارهٔ ۵۲۶چو به درد خوی کردی به دوا توان رسیدن←شمارهٔ ۵۲۷بیا به وادی بیداد تخت و چادر زن←شمارهٔ ۵۲۸شده شرمسار به دوران تو پیمانهٔ حسن←شمارهٔ ۵۲۹خلقش کند عمارت مهمانسرای حسن←شمارهٔ ۵۳۰دمی در پای خم سرمان و بحر و بر تماشا کن←شمارهٔ ۵۳۱به حال عالم افسرده دیده ای تر کن←شمارهٔ ۵۳۲از چشم خود ای دلبر شایسته حذر کن←شمارهٔ ۵۳۳سخن اهل دلی را سخن ماست مکن←شمارهٔ ۵۳۴پیش هر کس شکوه از گردون دون پرور مکن←شمارهٔ ۵۳۵ای کرده وطن تن، به سوی جان سفری کن←شمارهٔ ۵۳۶ببر طمع ز زمین، خرقه آسمانی کن←شمارهٔ ۵۳۷باز تا در جلوه آمد جام صهبا در چمن←شمارهٔ ۵۳۸مگذر ز راستی و ببین بر کمال من←شمارهٔ ۵۳۹برقع از رخ برگرفتی آفتاب آمد برون←شمارهٔ ۵۴۰صبحدم مطلوب چون مست شراب آید برون←شمارهٔ ۵۴۱عهد کی از عهدهٔ پیمانه میآید برون←شمارهٔ ۵۴۲هر کس شکست طرهٔ پرپیچ و تاب او←شمارهٔ ۵۴۳چه هشیار است در انداز چشم می پرست او←شمارهٔ ۵۴۴به بحر شور زده غوطه آب نیل از تو←شمارهٔ ۵۴۵به دل ها ناوک انداز است دایم ابروان تو←شمارهٔ ۵۴۶صلح و صفا بود مرا جنگ تو و جفای تو←شمارهٔ ۵۴۷از بسکه نازک است دل پر ز آرزو←شمارهٔ ۵۴۸دل گر از دست شود در خم ابرو، گو شو←شمارهٔ ۵۴۹خیالم تا به سرو قامت او گشته هم زانو←شمارهٔ ۵۵۰رحمتش با بی گناهان کی کند فردا نگاه←شمارهٔ ۵۵۱خطش نوشته بر او آیت کلام الله←شمارهٔ ۵۵۲گرچه عالم را بنا آن ذات بیچون ساخته←شمارهٔ ۵۵۳فلک به این همه رنگی که بر هوا بسته←شمارهٔ ۵۵۴ز جان گذشتم و جانان شدم نشسته نشسته←شمارهٔ ۵۵۵نماید گاه ابرو گه جمال آهسته آهسته←شمارهٔ ۵۵۶باز چشمش سرمه آمیز آمده←شمارهٔ ۵۵۷ز من تا کوی جانان گرچه یک آواز رس مانده←شمارهٔ ۵۵۸ابروی تو را تا قلم صنع کشیده←شمارهٔ ۵۵۹نیست با کس اتحادم همچو کوه←شمارهٔ ۵۶۰عهد با بالابلندی بسته ای←