شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارفیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۴۰۱شبم در کلبة دل ماهتاب از یاد ماهی بود←شمارهٔ ۴۰۲شش جهت را در زدم جز حلقه کس بر در نبود←شمارهٔ ۴۰۳دلا گم کرده‌ای خود را درآ در جستجوی خود←شمارهٔ ۴۰۴بلبل ز شیوة تو به فریاد می‌رود←شمارهٔ ۴۰۵غیر زلف او که دوشادوش آن رو می‌رود←شمارهٔ ۴۰۶هر کجا حرف لب آن یار جانی می‌رود←شمارهٔ ۴۰۷کو آنکه شیونم به اثر آشنا شود←شمارهٔ ۴۰۸به باغ بس که ز شرم رخت گل آب شود←شمارهٔ ۴۰۹کمرده‌ام خالی دلی، خواهم دل او پُر شود←شمارهٔ ۴۱۰لطف کن تلخی که جان بی‌لذّت از شکّر شود←شمارهٔ ۴۱۱تخم دلخواه درین مزرعه کم سبز شود←شمارهٔ ۴۱۲کم کنم شیون نمی‌خواهم که نقص غم شود←شمارهٔ ۴۱۳دانشم حاشا که ابرِ آفتاب من شود←شمارهٔ ۴۱۴آفت عاشق ز صلح و جنگ پیدا می‌شود←شمارهٔ ۴۱۵آیینه از عکس رخ یارم گلستان می‌شود←شمارهٔ ۴۱۶چندان که از تو جور و جفا کم نمی‌شود←شمارهٔ ۴۱۷من اگر می نخورم پیش رود!←شمارهٔ ۴۱۸هلاک همچو منی خشم و کین نمی‌خواهد←شمارهٔ ۴۱۹نه همین دل در برم چون مرغ بسمل می‌جهد←شمارهٔ ۴۲۰ایزد به هر که عارض گل رنگ می‌دهد←شمارهٔ ۴۲۱مویش وظیفة شب دیجور می‌دهد←شمارهٔ ۴۲۲بر شعله آن چنان که کسی تار مو نهد←شمارهٔ ۴۲۳شبی که عکس سر زلف یار در نظر آید←شمارهٔ ۴۲۴نمی‌خواهم که بوی پیرهن از نزد یار آید←شمارهٔ ۴۲۵خوش آنکه از سفر آن غمگسار باز آید←شمارهٔ ۴۲۶به یاد آن قامتم از دیدن شمشاد می‌آید←شمارهٔ ۴۲۷چو بینم کبک، یادم جلوة دلدار می‌آید←شمارهٔ ۴۲۸چنانم بزم عشرت بی‌لبش دلگیر می‌آید←شمارهٔ ۴۲۹از ره کوی تو چون بانگ جرس می‌آید←شمارهٔ ۴۳۰چو رشک رخنه‌گرِ نام و ننگ می‌آید←شمارهٔ ۴۳۱اگر دو روز از آن کو خبر نمی‌آید←شمارهٔ ۴۳۲وفاداری از آن ترک شکار افکن نمی‌آید←شمارهٔ ۴۳۳چو بلبل خاطرم از گفتن بسیار نگشاید←شمارهٔ ۴۳۴عمدا اگر به یاد تو مشکل توان رسید←شمارهٔ ۴۳۵به دلم تیرنگاهی ز تو غافل نرسید←شمارهٔ ۴۳۶تا کی ز غیر حرف وفا می‌توان شنید←شمارهٔ ۴۳۷آن شوخ که بی‌خواب و خمارش نتوان دید←شمارهٔ ۴۳۸تا قیامت خویشتن را از خرد بیگانه دید←شمارهٔ ۴۳۹حرف عقبا را دل آگاهم از دنیا شنید←شمارهٔ ۴۴۰هر که مشتاق تو باشد گِل به سر دارد نشوید←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth