→ دیوان اشعارفصیحی هروی
فصیحی هروی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۲۰۱قوت جگرت ز جوش بستان←شمارهٔ ۲۰۲از شهیدان تو فرمان بردن و جان باختن←شمارهٔ ۲۰۳اشک حسرت در عذار ما غریبان ریختن←شمارهٔ ۲۰۴ساقی به سودا جام رو کن←شمارهٔ ۲۰۵این شهادتگه عشقست تقاضایی کن←شمارهٔ ۲۰۶چون نعش من برند برون از سرای من←شمارهٔ ۲۰۷درد ما ننگ مداوا برنتابد بیش ازین←شمارهٔ ۲۰۸ره گر اینست درین بادیه گمراهی به←شمارهٔ ۲۰۹جان را شکنج ساز و به زلف حبیب ده←شمارهٔ ۲۱۰هر خار کان ز گلشن هجران برآمده←شمارهٔ ۲۱۱خدایا رخصت پرواز ازین دام مجاز ده←شمارهٔ ۲۱۲بهشت را چه کند با غم آرمیده او←شمارهٔ ۲۱۳تاراج رنگ و بوی گل مدعا نمای←شمارهٔ ۲۱۴زاغ و بلبل همه دارند کهن زمزمهای←شمارهٔ ۲۱۵بردی به تازه باز دل ای جان چه داشتی←شمارهٔ ۲۱۶سر و برگ من محزون نداری←شمارهٔ ۲۱۷کوش تا سیراب از بحر تماشا نگذری←شمارهٔ ۲۱۸چند از بحر طلب موج دویی انگیزی←شمارهٔ ۲۱۹چندم ای اشک به تاراج محبت خیزی←شمارهٔ ۲۲۰یک دو روزی شد که چون گل غوطه در خون میزنی←شمارهٔ ۲۲۱مگر از کمین حسنی شبخون زده سپاهی←شمارهٔ ۲۲۲پر تماشا مکن آیینه که حیران نشوی←
→ صفحهٔ قبل۶ از ۶