شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارفصیحی هروی
فصیحی هروی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۱۶۱دیریست که از گریه بهار دل ریشم←شمارهٔ ۱۶۲نسیم نوبهاران نیستم کاندر چمن رقصم←شمارهٔ ۱۶۳چون سینه ماتم‌زدگان غرقه داغم←شمارهٔ ۱۶۴کتاب عشقم و آیات زلف دوست عنوانم←شمارهٔ ۱۶۵جنون از داغ رسوایی چو آراید گلستانم←شمارهٔ ۱۶۶از ناله لب حوصله بستن نتوانم←شمارهٔ ۱۶۷عشق کو تا آتشی در خرمن اخگر زنم←شمارهٔ ۱۶۸قرعه کاری به نام سعی باطل می‌زنم←شمارهٔ ۱۶۹کو جنونی تا خرد را طعمه سودا کنم←شمارهٔ ۱۷۰چند در دل شکنم ناله و خاموش کنم←شمارهٔ ۱۷۱کو هجوم گریه کز یک قطره صد جیحون کنم←شمارهٔ ۱۷۲چند ای شوق طواف در و بام تو کنم←شمارهٔ ۱۷۳ز گریه موج زند مجلس ار ندیم شوم←شمارهٔ ۱۷۴ما ز مادر داغ بر دل خاک بر سر زاده‌ایم←شمارهٔ ۱۷۵تا وداع شعله خود همچو اخگر کرده‌ایم←شمارهٔ ۱۷۶دوش بی روی تو از دل خون ناب افشانده‌ایم←شمارهٔ ۱۷۷باز در دل شعله‌های آفتاب افکنده‌ایم←شمارهٔ ۱۷۸وقت غم خوش کآتش از باغ و بهارش چیده‌ایم←شمارهٔ ۱۷۹عمریست تا به درد محبت فسانه‌ایم←شمارهٔ ۱۸۰کو عشق خانه‌سوز که ما بلهوس نه‌ایم←شمارهٔ ۱۸۱روزگاری شد که ما زین بخت وارون می‌تپیم←شمارهٔ ۱۸۲در مزاج درد خود ذوق مداوا سوختیم←شمارهٔ ۱۸۳کی مسیحا داشت در بار آنچه ما می‌خواستیم←شمارهٔ ۱۸۴از عمر دمی را به غمی باز نبستیم←شمارهٔ ۱۸۵لب زخمیم و افغان را پرستیم←شمارهٔ ۱۸۶در خلوت غم چند گهی خام نشستیم←شمارهٔ ۱۸۷ما بت نه زاندیشه معبود شکستیم←شمارهٔ ۱۸۸ما دو عالم را ز موج غم خراب انگاشتیم←شمارهٔ ۱۸۹شب که بر آن آفتاب راه گرفتیم←شمارهٔ ۱۹۰شب که ما تو سن بیهوده روی پی کردیم←شمارهٔ ۱۹۱یاد آن روزی که در میخانه ساغر می‌زدیم←شمارهٔ ۱۹۲صبحیم چه سود از دل آهی ندمیدیم←شمارهٔ ۱۹۳کو دل که رو به میکده مشرب آوریم←شمارهٔ ۱۹۴کو حریفی تا دو جامی از می احمر زنیم←شمارهٔ ۱۹۵تا کی چو طفل عقل دم از مهر و کین زنیم←شمارهٔ ۱۹۶برخیز تا زیارت ماتم‌سرا کنیم←شمارهٔ ۱۹۷تا چند درین غمکده بیکار نشینیم←شمارهٔ ۱۹۸سکه به نام عجز زد شوکت پادشاهیم←شمارهٔ ۱۹۹ما روزی حیات بجز خون نمی‌دهیم←شمارهٔ ۲۰۰رسم عشاقست خندان اشک حرمان ریختن←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth