شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارعبید زاکانی
عبید زاکانی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

غزل شمارهٔ ۸۱منم اسیر و پریشان ز یار خود محروم←غزل شمارهٔ ۸۲باز در میکده سر حلقهٔ رندان شده‌ام←غزل شمارهٔ ۸۳قصد آن زلفین سرکش کرده‌ام←غزل شمارهٔ ۸۴هرگه که شبی خود را در میکده اندازیم←غزل شمارهٔ ۸۵از حد گذشت درد و به درمان نمی‌رسیم←غزل شمارهٔ ۸۶ما که رندان کیسه پردازیم←غزل شمارهٔ ۸۷ما گدایان بعد از این از کار و بار آسوده‌ایم←غزل شمارهٔ ۸۸رفتم از خطهٔ شیراز و به جان در خطرم←غزل شمارهٔ ۸۹بیش از این بد عهد و پیمانی مکن←غزل شمارهٔ ۹۰دلا باز آشفته کاری مکن←غزل شمارهٔ ۹۱در خود نمی‌بینم که من بی او توانم ساختن←غزل شمارهٔ ۹۲منگر به حدیث خرقه‌پوشان←غزل شمارهٔ ۹۳خدایا تو ما را صفائی بده←غزل شمارهٔ ۹۴ای عاشقان رویت بر مهر دل نهاده←غزل شمارهٔ ۹۵باز فکند در چمن، بلبل مست غلغله←غزل شمارهٔ ۹۶مرا دلیست ره عافیت رها کرده←غزل شمارهٔ ۹۷مبارکست نظر بر تو بامداد پگاه←غزل شمارهٔ ۹۸بدین صفت سر و چشمی و قد و بالایی←غزل شمارهٔ ۹۹خوش بود گر تو یار ما باشی←غزل شمارهٔ ۱۰۰افتاده بازم در سر هوائی←غزل شمارهٔ ۱۰۱زهی لعل لبت درج لئالی←غزل شمارهٔ ۱۰۲دارد به سوی یاری مسکین دلم هوائی←غزل شمارهٔ ۱۰۳زلفت به پریشانی، دل برد به پیشانی←غزل شمارهٔ ۱۰۴عزم کجا کرده‌ای باز که برخاستی←غزل شمارهٔ ۱۰۵گر آن مه را وفا بودی چه بودی←غزل شمارهٔ ۱۰۶خم ابروی او در جانفزائی←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth