شعر را زندگی کن
جامی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۴۱می فزایی خط مشکین عارض چون سیم را←شمارهٔ ۴۲رحمی بده خدایا آن سنگدل جوان را←شمارهٔ ۴۳گذشت از حد خروش و گریه ابر نوبهاران را←شمارهٔ ۴۴معلم گو مده تعلیم بیداد آن پریرو را←شمارهٔ ۴۵گوشه برقع فتاد از طرف رخ آن ماه را←شمارهٔ ۴۶ای مه خرگه نشین از رخ برافکن پرده ا←شمارهٔ ۴۷رخنه کردی دل به قصد جان من دیوانه را←شمارهٔ ۴۸دو هفته شد که ندیدم مه دو هفته خود را←شمارهٔ ۴۹منم ز جان شده بنده مه یگانه خود را←شمارهٔ ۵۰بام برآی و جلوه ده ماه تمام خویش را←شمارهٔ ۵۱زان همی ریزم سرشک لاله رنگ خویش را←شمارهٔ ۵۲گر بدانی قیمت یک تار موی خویش را←شمارهٔ ۵۳بس که می آیم به کویت شرم می آید مرا←شمارهٔ ۵۴چه بخت بود که ناگه بر سر رسید مرا←شمارهٔ ۵۵خوش است ناز تو ای سرو گل عذار مرا←شمارهٔ ۵۶چه سود گریه خون چشم اشکبار مرا←شمارهٔ ۵۷فروغ روی تو خورشید و مه بس است مرا←شمارهٔ ۵۸با تو یک دم بخت من همدم نمی سازد مرا←شمارهٔ ۵۹جدایی می کند بنیاد ما را←شمارهٔ ۶۰ای با تو ز گل فراغ ما را←شمارهٔ ۶۱بگشا دری از تیغ جفا سینه ما را←شمارهٔ ۶۲ای در ابرو گره افکنده چه حال است تو را←شمارهٔ ۶۳با اسیران نظری نیست تو را←شمارهٔ ۶۴گرچه هر روزی ز صد ره کم نمی بینم تو را←شمارهٔ ۶۵آن که از حلقه زرگوش گران است او را←شمارهٔ ۶۶کیست آن مه که درآمد ز در خلوت ما←شمارهٔ ۶۷ساقی به جدل حل نشود مسئله ما←شمارهٔ ۶۸ای مهر تو از صبح ازل هم نفس ما←شمارهٔ ۶۹کار ما جز فکر مردن نیست دور از یار ما←شمارهٔ ۷۰ساقی بیا که دور فلک شد به کام ما←شمارهٔ ۷۱کاش ویران شود از سیل فنا خانه ما←شمارهٔ ۷۲هر کجا جلوه کند آن بت چالاک آنجا←شمارهٔ ۷۳طرف باغ و لب جوی و لب جام است اینجا←شمارهٔ ۷۴صبر از دل و دل از من و من از وطن جدا←شمارهٔ ۷۵تو را ای نازنین هر سو ز دلها صد سپه بادا←شمارهٔ ۷۶برفت عقل و دل و دین و ماند جان تنها←شمارهٔ ۷۷خال و خط جانفزاست اینها←شمارهٔ ۷۸روحی فداک ای صنم ابطحی لقب←شمارهٔ ۷۹بدا برق بطحاء و الدمع ساکب←شمارهٔ ۸۰به گوش مه رسد آواز یاربم هر شب←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth