شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعاراسیری لاهیجی
اسیری لاهیجی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۳۲۱مائیم نقاب شاهد شنگ←شمارهٔ ۳۲۲گر پرده برنداری زان رخ ز جان غمناک←شمارهٔ ۳۲۳جان ما مست می عشقست از روز ازل←شمارهٔ ۳۲۴هر زمان نوعی بچشم اهل حال←شمارهٔ ۳۲۵درد عشق آمد دوای درد دل←شمارهٔ ۳۲۶در کشور جان و ملکت دل←شمارهٔ ۳۲۷چو عشقش از دلت گشتست زایل←شمارهٔ ۳۲۸زهی بزم و ساقی و حسن و جمال←شمارهٔ ۳۲۹ای حسن جان فزای تو خورشید بی زوال←شمارهٔ ۳۳۰تا کرد شاه عشق بملک دلم نزول←شمارهٔ ۳۳۱چون خیال وصل جانان هست سودای محال←شمارهٔ ۳۳۲بیا که بی تو ز عمر خودم گرفت ملال←شمارهٔ ۳۳۳من که مست جام عشقم از ازل←شمارهٔ ۳۳۴واین الاثافی و این الطلال←شمارهٔ ۳۳۵همه صورت همه معنی همه حسنی و جمال←شمارهٔ ۳۳۶ای کنایت ز سر کوی تو جنات نعیم←شمارهٔ ۳۳۷ما سال‌ها به کوی ملامت دویده‌ایم←شمارهٔ ۳۳۸ما عاشق و رند و جان فشانیم←شمارهٔ ۳۳۹هنگام آن آمد که من این پرده ها را بردرم←شمارهٔ ۳۴۰من بحسنت ز ازل واله و شیدا بودم←شمارهٔ ۳۴۱ما در دو جهان غیر تو مطلوب ندیدیم←شمارهٔ ۳۴۲ما آینه کون و مکان روی تو دیدیم←شمارهٔ ۳۴۳مشرق انوار روحانی منم←شمارهٔ ۳۴۴ای عاشقان ای عاشقان من عاشق شوریده‌ام←شمارهٔ ۳۴۵ما ز تاب حسن او شیدا و حیران گشته‌ایم←شمارهٔ ۳۴۶در سر همه سودای سر زلف تو دارم←شمارهٔ ۳۴۷ما ز عشق یار در دل آتشی افروختیم←شمارهٔ ۳۴۸شهباز لامکانم من در مکان نگنجم←شمارهٔ ۳۴۹ما عاشق مست آن لقائیم←شمارهٔ ۳۵۰ز خود فانی و در عین بقائیم←شمارهٔ ۳۵۱غرق بحر وحدتیم، من، من نیم←شمارهٔ ۳۵۲گه مست و بیخبر ز می صاف وحدتیم←شمارهٔ ۳۵۳ما در دو جهان غیر تو دیار ندیدیم←شمارهٔ ۳۵۴ما جمله جهان مصحف رخسار تو دیدیم←شمارهٔ ۳۵۵من درون درد درمان یافتم←شمارهٔ ۳۵۶زنگ دویی ز آینه دل زدوده‌ایم←شمارهٔ ۳۵۷ای جمال جان فزایت وایه جان و دلم←شمارهٔ ۳۵۸دادیم دل بدست غم عشق آن صنم←شمارهٔ ۳۵۹باز از سودای زلفش بی سرو سامان شدم←شمارهٔ ۳۶۰ای عاشقان ای عاشقان من عاشق دیوانه‌ام←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth