شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارقاسم انوار
قاسم انوار

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۴۰۱بر کنار طاس گردون زد هلال انگشت دوش←شمارهٔ ۴۰۲بنده از دوست سئوالی بصفا کردم دوش←شمارهٔ ۴۰۳پهلوی خوانان غزل می خواند دوش←شمارهٔ ۴۰۴واردات عاشقان کز عشق می آید بگوش←شمارهٔ ۴۰۵باده‌ام صافست و مطرب صاف و ساقی صاف صاف←شمارهٔ ۴۰۶بنادانان مگو سر حقایق←شمارهٔ ۴۰۷متمادی شدست یوم فراق←شمارهٔ ۴۰۸بآرزوی تو در خاک می روم، در خاک←شمارهٔ ۴۰۹چه بود قصه لیلی درین نشیمن خاک؟←شمارهٔ ۴۱۰رندیم و عاشقیم و جهان سوز و جامه چاک←شمارهٔ ۴۱۱ای زلف و رخت میگون، ای دوست سلام علیک←شمارهٔ ۴۱۲نور ولایت تویی، شاه سلام علیک←شمارهٔ ۴۱۳در تو عجب مانده ام ای عشق شنگ←شمارهٔ ۴۱۴از شبستان ازل، تا بامداد آب و گل←شمارهٔ ۴۱۵بلبل آشفته حال، از سرمستی بنال←شمارهٔ ۴۱۶بیار، ساقی عشاق، جام مالامال←شمارهٔ ۴۱۷خاطرم آشفته و جان در ملال←شمارهٔ ۴۱۸ما گنج قدیمیم درین دیر کهن سال←شمارهٔ ۴۱۹مقررست و معین، برای اهل کمال←شمارهٔ ۴۲۰خدای را چو ندانی، چه فقه و چه معقول؟←شمارهٔ ۴۲۱این چه حدیثست که کرد آن صنم؟←شمارهٔ ۴۲۲بهیچ یار و دیاری اگر چه دل ننهادم←شمارهٔ ۴۲۳خوش وقت من، که آینه کردار روشنم←شمارهٔ ۴۲۴سلطان دلنواز چو باز آمد از کرم←شمارهٔ ۴۲۵طلب‌کاری ز حد بگذشت و ما محروم و نامحرم←شمارهٔ ۴۲۶نی چو بنالید، بگفتا: نیم←شمارهٔ ۴۲۷از ما مپیچ رو، که غریبیم و تلخ کام←شمارهٔ ۴۲۸یک جام به جانی دهد آن ساقی خودکام←شمارهٔ ۴۲۹بیا، که نوبت رندیست، عاشقم، مستم←شمارهٔ ۴۳۰دوش آن مه دو هفته دستم گرفت، دستم←شمارهٔ ۴۳۱سوی می خانه میکشی دستم←شمارهٔ ۴۳۲من از سودای جانان نیم مستم←شمارهٔ ۴۳۳اگر بر خاک کویت گرد گردم←شمارهٔ ۴۳۴سفر گزیدم و آهنگ آن جهان کردم←شمارهٔ ۴۳۵دوش بر اوج لا مکان خیمه اصطفا زدم←شمارهٔ ۴۳۶بدوستی، که ترا نیک دوست می دارم←شمارهٔ ۴۳۷دینار نمی خواهم، من عاشق دیدارم←شمارهٔ ۴۳۸گر بنالم من از این درد که در دل دارم←شمارهٔ ۴۳۹منت از دل بصد جان دوست دارم←شمارهٔ ۴۴۰نه تنها من خراب و مست یارم←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth