شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارجهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۴۴۱آن کیست که با یاد تو دل شاد ندارد←شمارهٔ ۴۴۲دل در غم هجران تو بهبود ندارد←شمارهٔ ۴۴۳آن بنده که جز تو کس ندارد←شمارهٔ ۴۴۴نگار از حال زارم غم ندارد←شمارهٔ ۴۴۵غم هجر تو پایانی ندارد←شمارهٔ ۴۴۶مهر رویش نه چنانم نگران می‌دارد←شمارهٔ ۴۴۷کسی که تخم غمت در میان جان کارد←شمارهٔ ۴۴۸دوای درد دوری صبر دارد←شمارهٔ ۴۴۹دلم ز درد غم عشق جان نخواهد برد←شمارهٔ ۴۵۰هجر رویت آب چشم ما به دریا می‌بَرَد←شمارهٔ ۴۵۱چشم خواب‌آلود او بنگر که چون دل می‌بَرَد←شمارهٔ ۴۵۲شب‌هاست کز خیال تو خوابم نمی‌برد←شمارهٔ ۴۵۳برگشت نگار و دل ز ما برد←شمارهٔ ۴۵۴الا ای سرو ناز نازپرورد←شمارهٔ ۴۵۵منم از درد هجران چون گلی زرد←شمارهٔ ۴۵۶آه دردآلود من از سقف مینا بگذرد←شمارهٔ ۴۵۷روی زیبای تو گر بر ماه تابان بگذرد←شمارهٔ ۴۵۸عشق رویت عقل ما تاراج کرد←شمارهٔ ۴۵۹در دلم بود که دلدار وفا خواهد کرد←شمارهٔ ۴۶۰طبیب درد دلم را دوا نخواهد کرد←شمارهٔ ۴۶۱درد ما را دوا نخواهد کرد←شمارهٔ ۴۶۲دلم ز غمزهٔ شوخش حذر نخواهد کرد←شمارهٔ ۴۶۳سحرگهان سوی بستان گذار باید کرد←شمارهٔ ۴۶۴در چشم ما خیال رخش تا گذار کرد←شمارهٔ ۴۶۵مسکین دلم به کوی غمت تا گذار کرد←شمارهٔ ۴۶۶دل ز ما برد و قصد جانم کرد←شمارهٔ ۴۶۷در جهان ما دلبری خواهیم کرد←شمارهٔ ۴۶۸تا چند دل از هجر تو بیهوش توان کرد←شمارهٔ ۴۶۹جانا غم عشق تو فراموش توان کرد←شمارهٔ ۴۷۰مسلمانان نه صبر از جان توان کرد←شمارهٔ ۴۷۱نه درد عشق را پنهان توان کرد←شمارهٔ ۴۷۲دل برد زلف شوخت و آنگاه قصد جان کرد←شمارهٔ ۴۷۳تا نگارین رخ دلبند ز ما پنهان کرد←شمارهٔ ۴۷۴تا چند توان درد تو در سینه نهان کرد←شمارهٔ ۴۷۵بیش از این با من بیچاره جفا نتوان کرد←شمارهٔ ۴۷۶ز دست خیل خیال تو خواب نتوان کرد←شمارهٔ ۴۷۷به قول مدّعیان ترک یار نتوان کرد←شمارهٔ ۴۷۸اگرچه درد دلم آشکار نتوان کرد←شمارهٔ ۴۷۹درد دل را ز تو ای دوست نهان نتوان کرد←شمارهٔ ۴۸۰نه صبر از وصل جانان می‌توان کرد←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth