شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارجهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۵۲۱دردم نهاد بر دل و درمان نمی‌رسد←شمارهٔ ۵۲۲از بحر غم دلم به کرانه نمی‌رسد←شمارهٔ ۵۲۳دارم امید وصل و به جایی نمی‌رسد←شمارهٔ ۵۲۴بتی که خاطر او لازم جفا باشد←شمارهٔ ۵۲۵مرا دردی بود در دل که از وصلش دوا باشد←شمارهٔ ۵۲۶کدام ماه چو ماه منیر ما باشد←شمارهٔ ۵۲۷خوش باشد ار آن دلبر جانانهٔ ما باشد←شمارهٔ ۵۲۸مرا در هجر تو کی خواب باشد←شمارهٔ ۵۲۹گرچه بیداد جفای تو به غایت باشد←شمارهٔ ۵۳۰دل عاشق ز غم پُر درد باشد←شمارهٔ ۵۳۱بر سر مات اگر گذر باشد←شمارهٔ ۵۳۲ز نامرادی ما گر تو را خبر باشد←شمارهٔ ۵۳۳تو بگو که چونم از تو دمکی گزیر باشد←شمارهٔ ۵۳۴کدامین سرو چون بالاش باشد←شمارهٔ ۵۳۵دلم بر آتش عشقت کباب خوش باشد←شمارهٔ ۵۳۶نگارا وقت آن آمد که گل بر بار خوش باشد←شمارهٔ ۵۳۷هر که را مهر رخ خوب تو در دل باشد←شمارهٔ ۵۳۸تا مرا طاقت هجران و توانم باشد←شمارهٔ ۵۳۹اگرچه بر دلم از هجر صد ستم باشد←شمارهٔ ۵۴۰تا به کی در دل من درد تو پنهان باشد←شمارهٔ ۵۴۱تا جهانست و تا جهان باشد←شمارهٔ ۵۴۲تا مرا در جهان نشان باشد←شمارهٔ ۵۴۳تا کی از دیده من روی تو پنهان باشد←شمارهٔ ۵۴۴خستهٔ هجر تو را وصل تو درمان باشد←شمارهٔ ۵۴۵چو دو زلف تو دلم چند پریشان باشد←شمارهٔ ۵۴۶دلم ز غصّه هجران همیشه خون باشد←شمارهٔ ۵۴۷آن دیده نباشد که نه حیران تو باشد←شمارهٔ ۵۴۸مرا جز شور تو در سر چه باشد←شمارهٔ ۵۴۹گرم مهمان شوی یک دم چه باشد←شمارهٔ ۵۵۰گرم یک لحظه بنوازی چه باشد←شمارهٔ ۵۵۱آن دل نگویمش من آن سنگ خاره باشد←شمارهٔ ۵۵۲هر که را در دو جهان همچو تو یاری باشد←شمارهٔ ۵۵۳درد ما را ز وصال تو دوا کی باشد←شمارهٔ ۵۵۴هرکه را دل متمایل به جمالی باشد←شمارهٔ ۵۵۵گفتم ای دل مگرش مهر و وفایی باشد←شمارهٔ ۵۵۶یاری که در او وفا نباشد←شمارهٔ ۵۵۷بر عاشقان رویت چندین جفا نباشد←شمارهٔ ۵۵۸دل عاشق چرا شیدا نباشد←شمارهٔ ۵۵۹گرم ز حال بپرسی دمی غریب نباشد←شمارهٔ ۵۶۰آن دل که به زلفین تو پابند نباشد←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth