→ دیوان اشعارقطران تبریزی
قطران تبریزی
قصاید
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۴۱ - فی المدیحهدیر آمدن شاه برآورد ز من دود←شمارهٔ ۴۲ - در مدح ابومنصور و هسودانزمانه روی زمین را چو رنگ دیبا کرد←شمارهٔ ۴۳ - در مدح ابوالیسرهمی ستیزه برد زلف یار با شمشاد←شمارهٔ ۴۴ - در مدح ابوالمظفر فضلونابر آزاری بلؤلؤ باغرا قارون کند←شمارهٔ ۴۵ - در مدحِ امیر ابوالحسن علی لشکریبادِ نوروزی همی آرایشِ بستان کُنَد←شمارهٔ ۴۶ - در مدح عمیدالملک بونصربوستان را مهرکانی باد زر آگین کند←شمارهٔ ۴۷ - در مدح ملک جستانتا زمین را آسمان پر لؤلؤ عمان کند←شمارهٔ ۴۸ - فی المدیحهروی مرجانی ز چشمم دوست پنهانی کند←شمارهٔ ۴۹ - در مدح میر ابوالهیجا منوچهربن وهسودانهرکه جانان را بمهر اندر عدیل جان کند←شمارهٔ ۵۰ - در مدح شاه ابوالخلیل جعفرآن پری نشگفت اگر از خوبرویان سر بود←شمارهٔ ۵۱ - در مدح ابومنصور وهسودان بن مملانتا بجان در عقل باشد تا بتن در جان بود←شمارهٔ ۵۲ - در مدح ابوالمظفر فضلونتا ترا گرد مه از مشک سیه پرهون بود←شمارهٔ ۵۳ - در مدح ابوالخلیل جعفرگه بهار همه خلق جفت یار بود←شمارهٔ ۵۴ - در مدح ابوالیسر سپهدار ارانهرکه او را میل خاطر سوی ارزانی بود←شمارهٔ ۵۵ - در مدح ملک جستان و ابوالمعالی قوام الدیناگر ببرد ز بستان خزان نسیم بهار←شمارهٔ ۵۶ - در مدح ابوالفتح علیاگر بتگر چنو داند نگاریدن یکی پیکر←شمارهٔ ۵۷ - در مدح ابوالحسن علی لشگریای دلارام و دل آشوب و دلاویز پسر←شمارهٔ ۵۸ - فی المدیحهای کرده تیره روز معادی بتیغ و تیر←شمارهٔ ۵۹ - در مدح ابوالخلیل جعفرای ماه خوش حدیث و نگار نکو کنار←شمارهٔ ۶۰ - در مدح شاه ابونصر جستان و پسرش ابوالمعالی شمس الدینباد فروردین به گیتی در کند هر شب سفر←شمارهٔ ۶۱ - در مدح ابونصر محمد ( مملان )باشد بجهان عید همه ساله بیکبار←شمارهٔ ۶۲ - در مدح ابوالخلیل جعفربا ماه تو تا مشک شد برابر←شمارهٔ ۶۳ - در مدح ابومنصوربتا گل رخ تو کرده از بنفشه سپر←شمارهٔ ۶۴ - در مدح ابودلفبتی سرو بالا و سرو سمنبر←شمارهٔ ۶۵ - در مدح ابوالمعمربتی که راستی از قد او رباید تیر←شمارهٔ ۶۶ - در مدح ابومنصوربلای غربت و تیمار عشق و فرقت یار←شمارهٔ ۶۷ - در مدح ابوالخلیل جعفربفرخ فال و خرم بخت و میمون روز و نیک اختر←شمارهٔ ۶۸ - در مدح ابودلف شاه نخجوانتا بیشتر زند به دلم عشق نیشتر←شمارهٔ ۶۹ - در مدح ابومنصورتا سپاه گل هزیمت شد ز خیل ماه تیر←شمارهٔ ۷۰ - در مدح شمس الکفات ابوعلی حسنچون او بتی شمن نستاید بصد بهار←شمارهٔ ۷۱ - در مدح شاه ابومنصورچون رخ معشوق خندان شد بصحرا لاله زار←شمارهٔ ۷۲ - در مدح شاه ابوالخلیلچون روز بر کشید سر از قیرگون حریر←شمارهٔ ۷۳ - در تهنیت عروسی گودرز و منوچهر دو فرزند ابوالحسن علی لشگری که از سلاطین شدادیان گنجه بوده استچون عروسی جلوه گر شد باغ و ابرش جلوه گر←شمارهٔ ۷۴ - در مدح ابونصر مملانچون کمانم چفته دارد عشق بالائی چو تیر←شمارهٔ ۷۵ - در مدح ابوالخلیل جعفر و امیر مملاندگر فکار نباشد دلم ز هجر نگار←شمارهٔ ۷۶ - در مدح ابومنصوررخ چو لاله شکفته بر گل سور←شمارهٔ ۷۷ - در مدح ابوالخلیل جعفرز روزنامه شاهان چنین دهند خبر←شمارهٔ ۷۸ - در مدح بوعلیسرشک ابر آزاری زمین را کرد پرگوهر←شمارهٔ ۷۹ - در مدح ابومنصور وهسودانشد ز فرّ ماه فروردین جهان فردوسوار←شمارهٔ ۸۰ - در مدح ابونصرشنبه شادی و اول مه آذر←