شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارقطران تبریزی
قطران تبریزی

قصاید

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۸۱ - در مدح ابومنصور وهسودانعشق دارد هر کسی را مستمند و خوار و زار←شمارهٔ ۸۲ - در مدح ابونصر مملانگرد کافور است گوئی بیخته بر کوهسار←شمارهٔ ۸۳ - در مدح ابوالیسر سپهسالار ارانگلستان شد چون بهار از فر ابر نوبهار←شمارهٔ ۸۴ - در مدح میر ابومنصورگل شکفته نماند مگر بصورت حور←شمارهٔ ۸۵ - در مدح لشگریکه را پشتی کند گردون چه باشد پشتی لشگر←شمارهٔ ۸۶ - در مدح ابوالیسر سپهسالارمگر نگارگر چین شده است باد بهار←شمارهٔ ۸۷ - در مدح ابومنصور مملانمه نیسان برون آورد بر صحرا یکی لشگر←شمارهٔ ۸۸ - در مدح ابوالیسرنگار کرد رخ من بخون دیده نگار←شمارهٔ ۸۹ - در مدح ابوالمعمرنگه کن روی آن دلبر چو نقش لعبت بربر←شمارهٔ ۹۰ - در مدح ابوالخلیل جعفرهم مساعد یار دارم هم مساعد روزگار←شمارهٔ ۹۱ - در مدح ابوالخلیل جعفرهمیشه بد بود اندوه و درد فرقت یار←شمارهٔ ۹۲ - در مدح ابونصر مملانیاقوت سرخ شد ز می از ابر در بار←شمارهٔ ۹۳ - در مدح شاه ابونصر محمد در تهنیت عیداز غم هجر طراز همه خوبان طراز←شمارهٔ ۹۴ - در مدح ابوالیسربهشت‌وار شد از نوبهار گیتی باز←شمارهٔ ۹۵ - قصیدهخسروا بیم است کز گیتی برآید رستخیز←شمارهٔ ۹۶ - در مدح ابونصر سعدبن مهدیز چین زلف مه نیکوان چین و طراز←شمارهٔ ۹۷ - در مدح امیر ابونصر مملانصبر من کوتاه گشت از عشق آنزلف دراز←شمارهٔ ۹۸ - فی المدیحهنهاد روی بما دولت و سعادت باز←شمارهٔ ۹۹ - فی المدیحهای آفریدگار چو تو نافریده کس←شمارهٔ ۱۰۰ - در مدح ابونصر سعدبن مهدیتا مهر بر فروخت ببرج حمل چراغ←شمارهٔ ۱۰۱ - در مدح ابونصر مملانتا خزان آورد روی خویش سوی باغ و راغ←شمارهٔ ۱۰۲ - در مدح ابراهیم ابن شریفدوشم شبی خجسته بد و مجلسی ظریف←شمارهٔ ۱۰۳ - در مدح ابوالخلیل جعفرای رخ رخشانت چون آئینه نادیده زنگ←شمارهٔ ۱۰۴ - در مدح شمس الدین و ابوالمعالیبا درنگ از درد دل در بوستان دی داد رنگ←شمارهٔ ۱۰۵ - در مدح ابوالحسن علی لشگریکافور بار شد فلک و کوه سیمرنگ←شمارهٔ ۱۰۶ - در مدح میر ابوالهیجا منوچهرگشت کوه و باغ در زیر گل بیجاده رنگ←شمارهٔ ۱۰۷ - در مدح ابوالمعمرابر درافشان بگردون بر همی بندد کلل←شمارهٔ ۱۰۸ - در مدح ابونصر محمد (مملان)از پار مرا حال بسی خوشتر امسال←شمارهٔ ۱۰۹ - فی المدیحهایا شهریاران پاکیزه دل←شمارهٔ ۱۱۰ - قصیدهای بهنگام سخا ابر کف و دریا دل←شمارهٔ ۱۱۱ - در مدح شمس الدینای مشک فشان زلفین ای غالیه گون خال←شمارهٔ ۱۱۲ - فی المدیحهای میر بی نظیر و خداوند بی عدیل←شمارهٔ ۱۱۳ - در زلزلهٔ تبریز و مدح ابونصر مملانبود محال مرا داشتن امید محال←شمارهٔ ۱۱۴ - در مدح ابوالخلیل جعفرتا شمر چون درع داودی شد از باد شمال←شمارهٔ ۱۱۵ - در مدح ابوالخلیل جعفرتا عدیل دوست گشتم با طرب گشتم عدیل←شمارهٔ ۱۱۶ - در مدح ابومنصورتنم به گونهٔ نال و دلم به گونهٔ نیل←شمارهٔ ۱۱۷ - در مدح ابوالخلیل جعفرچه بود بهتر و نیکوتر از این هرگز حال←شمارهٔ ۱۱۸ - در مدح ابوالیسرخیال شام فراق بتان بروز وصال←شمارهٔ ۱۱۹ - در مدح عمیدالملک ابونصرنگارینا تو از نوری و دیگر نیکوان از گل←شمارهٔ ۱۲۰ - قصیدهای آنکه ترا بوده بر اندام جهان دام←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth