→ دیوان اشعارقطران تبریزی
قطران تبریزی
قصاید
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱۶۱ - در مدح ابونصر مملاندمید لاله سیراب در بنفشه ستان←شمارهٔ ۱۶۲ - در مدح ابوالهیجا منوچهر بن وهسودانز ابرو باد آزاری بشد آراسته بستان←شمارهٔ ۱۶۳ - در مدح میر ابونصر مملانشد برگ رزان زرد ز آذر مه و آبان←شمارهٔ ۱۶۴ - در مدح ابی الهیجاشگفتهای جهانرا پدید نیست کران←شمارهٔ ۱۶۵ - در مدح ابوالحسن علی لشگریغالیه دارد کشیده بر شکفته ارغوان←شمارهٔ ۱۶۶ - در مدح ابومنصور وهسودانگر نگار من دو زلف خویش بسپارد بمن←شمارهٔ ۱۶۷ - در مدح ابومنصور وهسودانکسی کش دل برد دلبر کسی کش جان برد جانان←شمارهٔ ۱۶۸ - در مدح شاه ابوالحسن علی لشگریگشت گیتی چون بهشت از فر ماه فرودین←شمارهٔ ۱۶۹ - در مدح امیر ابوالقاسم عبدالله بن وهسودانگل چو بشکفت زمین گشت پر از آب روان←شمارهٔ ۱۷۰ - در مدح ابومنصور وهسودانکه بست از مشک چندین بند گرد آن گل خندان←شمارهٔ ۱۷۱ - در مدح عمیدالملک ابونصرلب است آن یا گل حمرا رخست آن یا مه تابان←شمارهٔ ۱۷۲ - در مدح شرف الدین و شمس الدینمجلس است این مگر بهشت برین←شمارهٔ ۱۷۳ - در مدح ابونصر مملان بن وهسودانمن آن کشیدم و آن دیدم از غم هجران←شمارهٔ ۱۷۴ - در مدح ابونصر مملانمنم غلام خداوند زلف غالیه گون←شمارهٔ ۱۷۵ - در مدح امیر ابوالفتحمه نیسان شبیخون کرد گوئی بر مه کانون←شمارهٔ ۱۷۶ - در مدح شاه ابوالخلیل جعفرمهر جانان چون روان اندر تن من شد روان←شمارهٔ ۱۷۷ - در مدح شرف الدین و شمس الدیننشاط دل کن و از لعل یار پروردین←شمارهٔ ۱۷۸ - فی المدیحههر آنچه هست نهان از منجمان جهان←شمارهٔ ۱۷۹ - در مدح شاه ابومنصور مملانهرکه را دلبند باشد مهرجوی و مهربان←شمارهٔ ۱۸۰ - در مدح شاه جستان و امیر شمس الدینهلا شادی کن و می خور که بستان شد بهشت آئین←شمارهٔ ۱۸۱ - در مدح ابونصر مملانهوا همی بنکارد بحله روی چمن←شمارهٔ ۱۸۲ - فی المدیحهایا بهار من و عید نیکوان سپاه←شمارهٔ ۱۸۳ - فی المدیحهای بفر و خرد و خوبی خورشید سپاه←شمارهٔ ۱۸۴ - فی المدیحهای روی تو از چشمه خورشید سما به←شمارهٔ ۱۸۵ - در مدح امیر جستان و امیر ابوالمعالیبتی که پیش رخ او چو میغ باشد ماه←شمارهٔ ۱۸۶ - در مدح شاه ابومنصورفغان من همه زان زلف تابدار سیاه←شمارهٔ ۱۸۷ - فی المدیحهآدینه و مهرگان و ماه نو←شمارهٔ ۱۸۸ - فی المدیحهمرا هجران آن آهوی آمو←شمارهٔ ۱۸۹ - در مدح عمادالدین ابونصرایا خوشتر ز جان و دل! همه رنج دل و جانی←شمارهٔ ۱۹۰ - در مدح ابونصر مملانایا سروی که سوسن را ز سنبل سایبان کردی←شمارهٔ ۱۹۱ - در مدح امیر جوانشیرای آنکه تو بر ساعد اقبال سواری←شمارهٔ ۱۹۲ - در مدح ابونصر مملانای ترا کرده خدا بر ملکان بار خدای←شمارهٔ ۱۹۳ - در مدح شاه ابوالحسنای شکنج زلف جانان بر پرند ششتری←شمارهٔ ۱۹۴ - در مدح فخرالامراء امیر ابوالمعالیای ماه شبه زلف مشک خالی←شمارهٔ ۱۹۵ - فی الرثاءای میر بسان مصطفی بودی←شمارهٔ ۱۹۶ - در مدح ابونصر محمدای نگاری که ز دل کفر و ز رخ دین آری←شمارهٔ ۱۹۷ - فی المدیحهبار خدایا بسی عذاب کشیدی←شمارهٔ ۱۹۸ - در مدح ابونصر مملانبتی را که بودم بدو روزگاری←شمارهٔ ۱۹۹ - در مدح ابوالخلیل جعفرپوشیده مشگ ز ابر سیه چرخ چنبری←شمارهٔ ۲۰۰ - در مدح امیر ابونصر جستانخریدم به دل دلبری رایگانی←