→ بدایع الجمالخواجوی کرمانی
خواجوی کرمانی
شوقیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱۶۱زهی طناب سراپردهٔ تو گیسوی حور←شمارهٔ ۱۶۲کار من شکسته بسامان رسید باز←شمارهٔ ۱۶۳برگ نسرین تو را بیخار مییابم هنوز←شمارهٔ ۱۶۴چون کوتهست دستم از آن گیسوی دراز←شمارهٔ ۱۶۵بستیم دل در آن سر زلف دراز باز←شمارهٔ ۱۶۶کجا بود من مدهوش را حضور نماز←شمارهٔ ۱۶۷نه مرا بر سر کوی تو بجز سایه جلیس←شمارهٔ ۱۶۸ای مرغ خوشنوا چه فرو بستهای نفس←شمارهٔ ۱۶۹رخت شمع شبستان می نهندش←شمارهٔ ۱۷۰آه از آن یار که نبود خبر از یارانش←شمارهٔ ۱۷۱رقم ز غالیه بر طرف لاله زار مکش←شمارهٔ ۱۷۲ای دل مکن انکار و از این کار میندیش←شمارهٔ ۱۷۳پرده ی از رخ بفکن ای خود پرده ی رخسار خویش←شمارهٔ ۱۷۴بشهریار بگوئید حال این درویش←شمارهٔ ۱۷۵به سوز سینه رسند اهل دل به ذوق سماع←شمارهٔ ۱۷۶بیار باده که وقت گلست و موسم باغ←شمارهٔ ۱۷۷چون آتش خور شعله زد از شیشه ی شفاف←شمارهٔ ۱۷۸شمیم باغ بهشتست یا نسیم عراق←شمارهٔ ۱۷۹ای سرو خرامنده ی بستان حقایق←شمارهٔ ۱۸۰ای کرده تیره شب را بر آفتاب منزل←شمارهٔ ۱۸۱مرا که راه نماید کنون بخانه ی دل←شمارهٔ ۱۸۲باغبان گو برو مپیما کز گل←شمارهٔ ۱۸۳یا مُسرع الشمال اذا تَحصل الوصول←شمارهٔ ۱۸۴مقاربت نشود مرتفع ببعد منازل←شمارهٔ ۱۸۵مرا که نیست بخاک درت امید وصول←شمارهٔ ۱۸۶شب رحیل ز افغان خستگان مراحل←شمارهٔ ۱۸۷هرگه که ز خرگه بچمن بار دهد گل←شمارهٔ ۱۸۸چون ما بکفر زلف تو اقرار کرده ایم←شمارهٔ ۱۸۹ز روی خوب تو گفتم که پرده برفکنم←شمارهٔ ۱۹۰ترا که گنج گشودی ز زخم مار چه غم←شمارهٔ ۱۹۱روزگاری روی در روی نگاری داشتم←شمارهٔ ۱۹۲در جهان وقف حریم حرم او کردیم←شمارهٔ ۱۹۳من از آن لحظه که در چشم تو دیدم مستم←شمارهٔ ۱۹۴مردیم در خمار و شرابی نیافتیم←شمارهٔ ۱۹۵من بیدل نگر از صحبت جانان محروم←شمارهٔ ۱۹۶داریم دلی پر غم و غمخوار نداریم←شمارهٔ ۱۹۷تا چند بشادی می غمهای تو نوشم←شمارهٔ ۱۹۸بلبلان که رساند نسیم باغ ارم←شمارهٔ ۱۹۹چو بر کشی علم قربت از حریم حرم←شمارهٔ ۲۰۰اکنون که از بهشت نشان می دهد نسیم←