→ دیوان اشعارمجذوب تبریزی
مجذوب تبریزی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱۶۱من به این در نه پی نعمت و ناز آمدهام←شمارهٔ ۱۶۲زاهد مگو که مست شراب دو سالهام←شمارهٔ ۱۶۳مستیم و گنهکار و به جز آه نداریم←شمارهٔ ۱۶۴ز بحرین نظر گنج گهر در آستین دارم←شمارهٔ ۱۶۵ای سراپا ناز قربانت شوم←شمارهٔ ۱۶۶ما به این در ز پی برگ و نوا آمدهایم←شمارهٔ ۱۶۷دارد به سر هوای رخت آفتاب هم←شمارهٔ ۱۶۸توبه کردم که دگر توبه ز صهبا نکنم←شمارهٔ ۱۶۹دل دادهایم و تحفه دردی گرفتهایم←شمارهٔ ۱۷۰ما تن به عیش مفت و مسلم نمیدهیم←شمارهٔ ۱۷۱تا پای همت میرود از آرزو رم میکنم←شمارهٔ ۱۷۲از دامن خود دست کشیدیم و گذشتیم←شمارهٔ ۱۷۳من از آن کلاهِ همّت که به طرْف بر شکستم←شمارهٔ ۱۷۴دگر رفتم که در میخانه باشم←شمارهٔ ۱۷۵هر زمان از خون دل جام شرابی میزنم←شمارهٔ ۱۷۶پیمانهکش و رند و خراباتی و مستیم←شمارهٔ ۱۷۷به صد آشفتگی چون موج هر سو بیقرار افتم←شمارهٔ ۱۷۸چشم تر آخر به رویش بینقاب انداختیم←شمارهٔ ۱۷۹از ریا طرفی نبستم ترک عادت میکنم←شمارهٔ ۱۸۰چه غم دارم غم دلدار دارم؟←شمارهٔ ۱۸۱ای دل بیا که مژده وصلی شنیدهام←شمارهٔ ۱۸۲هر کجا مستان به آن سرو روان برخوردهایم←شمارهٔ ۱۸۳به خون دیده مکتوبی نگارم←شمارهٔ ۱۸۴کو همّت مردانهای تا از تمنا رم کنم←شمارهٔ ۱۸۵هر جا ز سرگذشت خود افسانه بستهایم←شمارهٔ ۱۸۶گردیدهام غبار و پناهی گرفتهام←شمارهٔ ۱۸۷خیز تا بر در میخانه گذاری بکنیم←شمارهٔ ۱۸۸میروم تا گریهای در دامن هامون کنم←شمارهٔ ۱۸۹آن شب که با خیال لبت غنچه خفتهام←شمارهٔ ۱۹۰مجنون تو را تا کی روی دگری دیدن←شمارهٔ ۱۹۱میگفت لیلی روزی به مجنون←شمارهٔ ۱۹۲پیش بتان مذمت خورشید و ماه کن←شمارهٔ ۱۹۳این که آید یار یا خورشید تابانست این←شمارهٔ ۱۹۴آن شب کز آتشِ می گردد چراغ روشن←شمارهٔ ۱۹۵دوست یا رب چه دید باز از من←شمارهٔ ۱۹۶دشمنی با ما به حرف دیگران دیگر مکن←شمارهٔ ۱۹۷یار دل را بیتکلف کرده جای خویشتن←شمارهٔ ۱۹۸بیطمع باش و عافیتها کن←شمارهٔ ۱۹۹نیست مرا در نظر جز رخت ای ماه من←شمارهٔ ۲۰۰به اصل و نسل مباهات ای پسر کم کن←