→ دیوان اشعارمجذوب تبریزی
مجذوب تبریزی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۲۰۱ای فلک بردی ز شاهان گر چه تاج از حد برون←شمارهٔ ۲۰۲خویش را تند و تلخ زود مکن←شمارهٔ ۲۰۳خویش را رسوای شهر و کوچه و بازار کن←شمارهٔ ۲۰۴خوشا در جستجویت از پی رنگ قبا گشتن←شمارهٔ ۲۰۵سر مکش از سرای درویشان←شمارهٔ ۲۰۶باده ناب را تماشا کن←شمارهٔ ۲۰۷چشمت که دل از زاهد صد ساله گرفته←شمارهٔ ۲۰۸بازم تو غارت خرد و هوش کردهای←شمارهٔ ۲۰۹ای روشن از خاک درت چشم جهانبین همه←شمارهٔ ۲۱۰ز ناز طعنه خوبی بر آفتاب زده←شمارهٔ ۲۱۱نه سروت میتوانم گفت نه ماه←شمارهٔ ۲۱۲شده در شیشه ما بیتو می ناب گره←شمارهٔ ۲۱۳سحر چون رخ نماید آفتاب آهسته آهسته←شمارهٔ ۲۱۴روییست که عالم از تو دیده←شمارهٔ ۲۱۵ماهی که کسب نور کند آفتاب از او←شمارهٔ ۲۱۶روز عید است روی مهوش تو←شمارهٔ ۲۱۷نیم جو معتقدِ طاعتِ بیگریه مشو←شمارهٔ ۲۱۸زاهد چه سازم با چشم و ابرو←شمارهٔ ۲۱۹ای سر سروقامتان خاک ره نیاز تو←شمارهٔ ۲۲۰ای فرّ و عزّ و جاه عیان از جبین تو←شمارهٔ ۲۲۱هاتفم داد مژدهای از نو←شمارهٔ ۲۲۲دو عالم دو چشم است حیران تو←شمارهٔ ۲۲۳ای کُنتُ کَنز آیه نقش نگین تو←شمارهٔ ۲۲۴ای نه فلک از بحر عطای تو حبابی←شمارهٔ ۲۲۵ای آستان قدرت لبریز پادشاهی←شمارهٔ ۲۲۶ای مصحف جمال تو از رحمت آیتی←شمارهٔ ۲۲۷منظور دل سینه پرنور تو بودی←شمارهٔ ۲۲۸ای از ورق حسن تو هر حرف کتابی←شمارهٔ ۲۲۹سلامی چون نسیم صبحگاهی←شمارهٔ ۲۳۰ای پادشاه خوبان سوی گدا نگاهی←شمارهٔ ۲۳۱ز بس پیچیدهام خود را به فکر نازکاندامی←شمارهٔ ۲۳۲نه با خورشید و مه این چرخ بازیگر کند بازی←شمارهٔ ۲۳۳بیا ساقی که سردی میکند دی←شمارهٔ ۲۳۴سرگشته و پریشان تا کو به کو نگردی←شمارهٔ ۲۳۵یک شیشه از می ناب با یار سیم ساقی←شمارهٔ ۲۳۶باز در آتشم ز روی کسی←شمارهٔ ۲۳۷ای دل نهفته ناله و افغان چه میکنی←شمارهٔ ۲۳۸گرت هواست که در دیدهای جهان بنمایی←شمارهٔ ۲۳۹نیست با ادافهمان حاجت درافشانی←شمارهٔ ۲۴۰تا شدم آشنای تنهایی←