→ دیوان اشعارامیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۳۶۱روی نیکوی تو ز مه کم نیست←شمارهٔ ۳۶۲سرو را با قد تو هستی نیست←شمارهٔ ۳۶۳یار ما دل ز دوستان برداشت←شمارهٔ ۳۶۴ترک مستم که قصد ایمان داشت←شمارهٔ ۳۶۵از رخت ارغوان نمودار است←شمارهٔ ۳۶۶ترک من دی سخن به ره میگفت←شمارهٔ ۳۶۷آنچه بر جان من ز غم رفتهست←شمارهٔ ۳۶۸گل ز رخساره تو بی آب است←شمارهٔ ۳۶۹هر که روی تو دید جان دانست←شمارهٔ ۳۷۰بنده را با تو دوستداری خوست←شمارهٔ ۳۷۱سر زلف تو تا بجنبیدهست←شمارهٔ ۳۷۲نگار من امشب سر ناز داشت←شمارهٔ ۳۷۳دلم برد و بوی وفایی نداشت←شمارهٔ ۳۷۴گلستان نسیم سحر یافته ست←شمارهٔ ۳۷۵دل من به جانانی آویخته ست←شمارهٔ ۳۷۶صبا کو به بوی تو جان پرور است←شمارهٔ ۳۷۷کجا دولت وصلش آرم به دست←شمارهٔ ۳۷۸بتی کز ویم رو به دیوانگی ست←شمارهٔ ۳۷۹خم تهی گشت و هنوزم جان ز می سیراب نیست←شمارهٔ ۳۸۰صد بلا افتاد و صد فتنه بخاست←شمارهٔ ۳۸۱گر ترا ناز و بدخویی این است←شمارهٔ ۳۸۲بهار آمد و گلهای بوستان بشکفت←شمارهٔ ۳۸۳یار چون با ماست بهر دیدنش تعجیل چیست←شمارهٔ ۳۸۴بدان بهانه که حسنی ست بس فراوانت←شمارهٔ ۳۸۵باز مست آمدنش نازکنان از جایی ست←شمارهٔ ۳۸۶کسی را به دور حسن تو پروای خواب نیست←شمارهٔ ۳۸۷از من آن کامیاب را چه غم است←شمارهٔ ۳۸۸هر عاشقی که ترسد از طعنه و ملامت←شمارهٔ ۳۸۹یارب، چه شد کان ترک ما ترک محبان کرده است←شمارهٔ ۳۹۰زلف مشکینش که گویی را به چوگان یافته ست←شمارهٔ ۳۹۱خنده هرگز دهنی همچو دهان تو نیافت←شمارهٔ ۳۹۲یک سخن گر من ازان جان و جهان خواهم یافت←شمارهٔ ۳۹۳یا رب، آن زلف تو هیچ اشکنه بی دل هست؟←شمارهٔ ۳۹۴دردا که با من آن بت نامهربان نساخت←شمارهٔ ۳۹۵با این جمال روی صنم دیدنم خطاست←شمارهٔ ۳۹۶خیال روی تو چون در ناب در نظر است←شمارهٔ ۳۹۷رخت کز آتش تبها به تاب در عرق است←شمارهٔ ۳۹۸جمال دوست مرا تا به چشم دیده شده ست←شمارهٔ ۳۹۹دو اسپه پیک نظر می دوانم از چپ و راست←شمارهٔ ۴۰۰لطافت تو چنان در خیال ما بنشست←