→ دیوان اشعارامیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۳۲۱ز خون دل که به رخسار ماجرای من است←شمارهٔ ۳۲۲رخت ولایت چشم پر آب را بگرفت←شمارهٔ ۳۲۳مهی گذشت که آن مه به سوی ما نگذشت←شمارهٔ ۳۲۴مرا کرشمه آن ترک گلعذار بکشت←شمارهٔ ۳۲۵چو خشم مست تو در خوابگاه ناز بخفت←شمارهٔ ۳۲۶شب فراق سیاه و مرا سیاه تر است←شمارهٔ ۳۲۷هنوز آن رخ چون ماه پیش چشم من است←شمارهٔ ۳۲۸کسی که عشق نبازد نه آدمی سنگ است←شمارهٔ ۳۲۹شکوفه غالیه بو گشت و باغ گل رنگ است←شمارهٔ ۳۳۰چه داغهاست که بر سینه فگارم نیست←شمارهٔ ۳۳۱مرا به عشق دل خویش نیز محرم نیست←شمارهٔ ۳۳۲بیا بیا که مرا طاقت جدایی نیست←شمارهٔ ۳۳۳کدام سنگدلت شیوه جفا آموخت←شمارهٔ ۳۳۴سپیده دم که زمانه ز رخ نقاب انداخت←شمارهٔ ۳۳۵چه تیر بود که چشم تو ناگهان انداخت؟←شمارهٔ ۳۳۶رخ تو رشته زلف از برای آن آویخت←شمارهٔ ۳۳۷کجاست دل که غمت را نهان تواند داشت←شمارهٔ ۳۳۸نگار من که ز جنبیدن صبا خفته ست←شمارهٔ ۳۳۹ترا به دین و دیانت درون بپاید راست←شمارهٔ ۳۴۰هلال عید جهان را به نور خویش آراست←شمارهٔ ۳۴۱بیا که بی تو دل خسته غرق خوناب ست←شمارهٔ ۳۴۲بهار غالیه در دامن صبا سوده ست←شمارهٔ ۳۴۳بر آن لبی که شکر با حلاوتش شوراست←شمارهٔ ۳۴۴مرا به سوی تو پیوند دوستی خام است←شمارهٔ ۳۴۵رسید فصل گل و باد عنبر افشان است←شمارهٔ ۳۴۶هنوز آن که نشینیم با تو در سینه ست←شمارهٔ ۳۴۷شوق توام باز گریبان گرفت←شمارهٔ ۳۴۸جان که چنین تب کش سودای تست←شمارهٔ ۳۴۹آنکه دلم شیفته روی اوست←شمارهٔ ۳۵۰حسن تو کاندیشه به کارش گم است←شمارهٔ ۳۵۱شاخ گل از نسیم جلوه گر است←شمارهٔ ۳۵۲دامن گل ز ابر پر گهر است←شمارهٔ ۳۵۳شب گذشته ست و اول سحر است←شمارهٔ ۳۵۴موی را نیست این میان که تراست←شمارهٔ ۳۵۵هر که در پیش چشم روشن ماست←شمارهٔ ۳۵۶عشق اگر چه نشان بخت بد است←شمارهٔ ۳۵۷با غمت شادی جهان هوس است←شمارهٔ ۳۵۸این جفا کارییت که نو به نو است←شمارهٔ ۳۵۹رخ تو نور دیده قمر است←شمارهٔ ۳۶۰تن پاکت که زیر پیرهن است←