شعر را زندگی کن
→ حکیم نزاریحکیم نزاری
حکیم نزاری

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۷۲۱می در ده و دردِسر مده بیش←شمارهٔ ۷۲۲همه را شادی و مارا غم جانانه خویش←شمارهٔ ۷۲۳منم و گوشه تنهایی و بی یاری خویش←شمارهٔ ۷۲۴مردانه وار بر گذر از آرزوی خویش←شمارهٔ ۷۲۵بیا که فصل ربیع است و وقت عیش و نشاط←شمارهٔ ۷۲۶با دل در احتسابم و با دیده در نزاع←شمارهٔ ۷۲۷بیا که می کند از مشرق آفتاب طلوع←شمارهٔ ۷۲۸خروس بانگ برآورد و صبح کرد طلوع←شمارهٔ ۷۲۹بوی بهشت می دمد از جویبار باغ←شمارهٔ ۷۳۰برخیز تا کنیم صبوحی هوای باغ←شمارهٔ ۷۳۱دلی می خواهم از هر کار فارغ←شمارهٔ ۷۳۲مدعیان می نهند پای برون از گزاف←شمارهٔ ۷۳۳بوی بهار می دهد باد صبا ز هر طرف←شمارهٔ ۷۳۴دوستان آه از فراق آه از فراق←شمارهٔ ۷۳۵به جفت چشم تو در جهان و ابرو طاق←شمارهٔ ۷۳۶صراحی می زند بانگ اناالحق←شمارهٔ ۷۳۷گر نسبت خرقه نبرد شیخ به صادق←شمارهٔ ۷۳۸هر که نباشد چو من پس‌رو ارباب عشق←شمارهٔ ۷۳۹ای پسر ار بگذری سوی خرابات عشق←شمارهٔ ۷۴۰دبدبه ای می زنند بر سر بازار عشق←شمارهٔ ۷۴۱دوش مرا پیش کرد قافله سالارِعشق←شمارهٔ ۷۴۲مستیم از مبادیِ فطرت ز جامِ عشق←شمارهٔ ۷۴۳ای خطبۀ سعادتِ کلّی به نامِ عشق←شمارهٔ ۷۴۴زلالِ خضر و شبِ خلوت و حریفِ موافق←شمارهٔ ۷۴۵رفیقی هم دم و یاری موافق←شمارهٔ ۷۴۶ما بینِ حقّ و باطل ضدّیتیست مطلق←شمارهٔ ۷۴۷خنبِ من کوثرست و راحِ رحیق←شمارهٔ ۷۴۸اگر تو جهد کنی با تو می رود توفیق←شمارهٔ ۷۴۹بر ما گر اعتراض کند مدّعی چه باک←شمارهٔ ۷۵۰فسردگان چه شناسند قدرِ سورِ فلک←شمارهٔ ۷۵۱عشق است فراخ و سینه‌ای تنگ←شمارهٔ ۷۵۲مرا مکابره کشته ست بی خصومت و جنگ←شمارهٔ ۷۵۳عشق اگر باز گرفتی ز گریبانم چنگ←شمارهٔ ۷۵۴تو ملامت مکن ای مدّعی اینک سر و سنگ←شمارهٔ ۷۵۵آشکارا شد همه رازم دریغا نام و ننگ←شمارهٔ ۷۵۶گذشت عمرِ گرامی در انتظارِ وصال←شمارهٔ ۷۵۷نه بی تو طاقتِ صبر و نه با تو رویِ وصال←شمارهٔ ۷۵۸گر برون آیی و برقع بگشایی ز جمال←شمارهٔ ۷۵۹صخره ای بر راهِ ما بود از خیال←شمارهٔ ۷۶۰کجا شدی که فراتر نمی شوی ز مقابل←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth