شعر را زندگی کن
جامی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۶۴۱هر دم ار تیرت فتادی بر دلم←شمارهٔ ۶۴۲ای دلم از تو غرق خون دیده اشکبار هم←شمارهٔ ۶۴۳خواهد تنم ز آتش دل سوخت خانه هم←شمارهٔ ۶۴۴شکر خدا که شیخ نیم، شیخ زاده هم←شمارهٔ ۶۴۵جان داغ تو دارد جگر غرقه به خون هم←شمارهٔ ۶۴۶زهی رخسار و خطت آیت لطف و ستم با هم←شمارهٔ ۶۴۷زهی قدت نهال گلشن چشم←شمارهٔ ۶۴۸عاشقم بیچاره ام درمانده ام←شمارهٔ ۶۴۹ز فرقت تو چه گویم چه ناتوان شده‌ام←شمارهٔ ۶۵۰هر جا که کنم خانه همخانه تو را یابم←شمارهٔ ۶۵۱بادی که گذارش به سر کوی تو یابم←شمارهٔ ۶۵۲نه نامه ای که در آنجا نشان نام تو یابم←شمارهٔ ۶۵۳خواهم که دمی در قدم آن پسر افتم←شمارهٔ ۶۵۴به کعبه رفتم و زانجا هوای کوی تو کردم←شمارهٔ ۶۵۵خیالی بود یارب دوش یا در خواب می‌دیدم←شمارهٔ ۶۵۶خاک آن در که چو کحل بصرش می دارم←شمارهٔ ۶۵۷بسی سوزند ازان شمع دل افروزی که من دارم←شمارهٔ ۶۵۸گرچه بر دل ز غم عشق تو باری دارم←شمارهٔ ۶۵۹خوشم که رو به ملاقات یار خود دارم←شمارهٔ ۶۶۰هر شبی کز ماه مهرافروز خود یاد آورم←شمارهٔ ۶۶۱هر شب دم گرم از دل غمناک برآرم←شمارهٔ ۶۶۲چو می دور ازان لعل میگون خورم←شمارهٔ ۶۶۳دهی شراب که بر نغمه رباب خورم←شمارهٔ ۶۶۴وقت آن شد که ره دیر مغان برگیرم←شمارهٔ ۶۶۵من دلخسته هر دم بهر آن نازک بدن میرم←شمارهٔ ۶۶۶گهر کز وصف آن لبهای شکرخند می ریزم←شمارهٔ ۶۶۷من ای ساقی نه آنم کز می گلرنگ بگریزم←شمارهٔ ۶۶۸نام آن ماه ندانم ز که نامش پرسم←شمارهٔ ۶۶۹بس که درد سر ز فریاد و فغان خود کشم←شمارهٔ ۶۷۰شبها که داغ فرقت آن ماه می کشم←شمارهٔ ۶۷۱ما نه آن قومیم کز بار کسی گردن کشیم←شمارهٔ ۶۷۲خیز تا رخت به سر منزل انصاف کشیم←شمارهٔ ۶۷۳نیاساید کس از افغان من جایی که من باشم←شمارهٔ ۶۷۴چو نتوانم که بر خوان وصالت میهمان باشم←شمارهٔ ۶۷۵در دور لبت بی می و پیمانه نباشم←شمارهٔ ۶۷۶چو نتوانم که بر خاک کف پایش جبین مالم←شمارهٔ ۶۷۷ز زلف تو رگی با جان و دل پیوسته می بینم←شمارهٔ ۶۷۸من بی صبر و دل کان شکل زیباهر زمان بینم←شمارهٔ ۶۷۹چه حسن است این که گر هر دم رخت را صد نظر بینم←شمارهٔ ۶۸۰بود آیا که من آن شکل همایون بینم←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth