شعر را زندگی کن
جامی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۶۰۱من غایبانه عاشق آن روی مهوشم←شمارهٔ ۶۰۲به ناخن سینه خود می خراشم←شمارهٔ ۶۰۳شدم دیوانه وان طفل پری پیکر نزد سنگم←شمارهٔ ۶۰۴سینه شکافم هر سحر کاید صبا زان منزلم←شمارهٔ ۶۰۵بنمای ساعد ز آستین آن دم که خواهی بسملم←شمارهٔ ۶۰۶زار می نالم و کس نیست که گوید حالم←شمارهٔ ۶۰۷این چنین واله و شیدا که ز عشق تو منم←شمارهٔ ۶۰۸ای که دیدی رخ آن دلبر پیمان شکنم←شمارهٔ ۶۰۹زهی به وعده وصل تو تازه جان و جهانم←شمارهٔ ۶۱۰می رسد عید و کشته آنم←شمارهٔ ۶۱۱گل شد حریم کویت از اشک لاله گونم←شمارهٔ ۶۱۲ای بی تو چو غنچه خون درونم←شمارهٔ ۶۱۳ندارم وقت گل طاقت که بی تو روی گل بینم←شمارهٔ ۶۱۴تو شاه مسند حسنی و من گدای کمینم←شمارهٔ ۶۱۵خوش آنکه تو شب خواب کنی من بنشینم←شمارهٔ ۶۱۶چو نتوانم که با آن مه نشینم←شمارهٔ ۶۱۷نفس از درون و دیو ز بیرون زند رهم←شمارهٔ ۶۱۸بیا که وصل تو را از خدای می خواهم←شمارهٔ ۶۱۹من بیدل گهی ز آمد شد کویت نیاسایم←شمارهٔ ۶۲۰هستم ز جان غلامت اما گریز پایم←شمارهٔ ۶۲۱من آن نیم که زبان را به هرزه آلایم←شمارهٔ ۶۲۲شب تا به سحر گرد سر کوی تو پویم←شمارهٔ ۶۲۳عشق به کشور وفا داد نوید شاهیم←شمارهٔ ۶۲۴بر سر کوی مغان بس بود این مرتبه‌ام←شمارهٔ ۶۲۵نیستم چون یار ترکی‌گو ولی تا زنده‌ام←شمارهٔ ۶۲۶مانده ام از یار دور و زنده ام←شمارهٔ ۶۲۷چشم منی و خانه تو چشم خانه‌ام←شمارهٔ ۶۲۸منزل نکرده دل هنوز اندر حریم سینه ام←شمارهٔ ۶۲۹ما به رنجوری و مهجوری و دوری ساختیم←شمارهٔ ۶۳۰ما به یادت نشسته خاموشیم←شمارهٔ ۶۳۱به مسجدی که خم ابروی تو را نگریم←شمارهٔ ۶۳۲ز آرزوی تو سرگشته در بیابانیم←شمارهٔ ۶۳۳هر چند تو شاه و ما گداییم←شمارهٔ ۶۳۴عمری ست دل به مهر و وفای تو بسته ایم←شمارهٔ ۶۳۵در هر گذر که بی گه و گاهی نشسته ام←شمارهٔ ۶۳۶تنگ دل مانده به فکر دهن تنگ توام←شمارهٔ ۶۳۷چند روزی می برد بخت بد از کوی توام←شمارهٔ ۶۳۸به ناز برمشکن چون نیازمند توییم←شمارهٔ ۶۳۹چنین کافتاده دور از جان خویشم←شمارهٔ ۶۴۰اگر چه پاره شد از غم هزار باره دلم←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth