→ فاتحة الشبابجامی
جامی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۸۸۱بر برگ گل رقم ز خط عنبرین منه←شمارهٔ ۸۸۲هر کس که نیست زنده به عشق تو مرده به←شمارهٔ ۸۸۳ساقیا صاف می عیش به خودکامان ده←شمارهٔ ۸۸۴ای غمت هر لحظه جان ناتوانی سوخته←شمارهٔ ۸۸۵دل کان میان نازک با خود خیال بسته←شمارهٔ ۸۸۶ای به قصد ملک دل حسنت سپاه آراسته←شمارهٔ ۸۸۷کی بود جانم ز بند غم رهایی یافته←شمارهٔ ۸۸۸ای بی تو ز دیده خواب رفته←شمارهٔ ۸۸۹کیست می آید قبا پوشیده دامن بر زده←شمارهٔ ۸۹۰برفت آن ماه و ما را در دل از وی صد هوس مانده←شمارهٔ ۸۹۱نشاید ای مه خورشید رخ تو را روزه←شمارهٔ ۸۹۲خوش آن دو یار که دل صاف کرده چون شیشه←شمارهٔ ۸۹۳چشم نگشایی ز ناز آخر چه ناز است این همه←شمارهٔ ۸۹۴گشاد گنج جواهر به بوستان ژاله←شمارهٔ ۸۹۵اشکی که تو را بر گل رخسار دویده←شمارهٔ ۸۹۶بی منت کس راست نشد زان قد و بالا←شمارهٔ ۸۹۷عشق جانان نهاد خوان بلا←شمارهٔ ۸۹۸ای تو را رخ فتنه و بالا بلا←شمارهٔ ۸۹۹زان تازه خط سبز که بر لب فزودهای←شمارهٔ ۹۰۰بازم طفیل خیل سگان نام برده ای←شمارهٔ ۹۰۱حسن خویش از روی خوبان آشکارا کردهای←شمارهٔ ۹۰۲ای سرو راستین که کُلَهْ کج نهادهای←شمارهٔ ۹۰۳ای کزان آرام جانها مانده تنها زنده ای←شمارهٔ ۹۰۴ای که مرا به صد جفا سینه فگار کرده ای←شمارهٔ ۹۰۵جانا چه شد که چنگ جفا ساز کرده ای←شمارهٔ ۹۰۶رخ برافروخته ای ماه منور شده ای←شمارهٔ ۹۰۷الله الله چه نازنین شدهای←شمارهٔ ۹۰۸شبها من و خیال تو و کنج خانهای←شمارهٔ ۹۰۹ای تو را چون من به هر ویرانهای دیوانهای←شمارهٔ ۹۱۰گفتمش با لعل جان بخش از مسیحا کم نیی←شمارهٔ ۹۱۱لذت عشق فرو رفت مرا در رگ و پی←شمارهٔ ۹۱۲ز شیخ چله نشین دور باش و چله وی←شمارهٔ ۹۱۳چند گردم بهر لیلی گرد حی←شمارهٔ ۹۱۴نشان نبود ز عهد الست و قول بلی←شمارهٔ ۹۱۵ای صورت زیبای تو مجموعه معنی←شمارهٔ ۹۱۶نسیم صبحدم ای روح بخش روح فزای←شمارهٔ ۹۱۷وای من وای من ز عشق تو وای←شمارهٔ ۹۱۸ساختم چشم راست بهر تو جای←شمارهٔ ۹۱۹بگشای ساقیا به لب شط سر سبوی←شمارهٔ ۹۲۰نشان جام جم و آب خضر می طلبی←