شعر را زندگی کن
جامی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۸۱سر درگلیم تن شبم آمد به گوش روح←شمارهٔ ۸۲ای صیقل جبین تو داده جلای روح←شمارهٔ ۸۳نهاده سر به رخت زلف عنبرین گستاخ←شمارهٔ ۸۴قامتت نیزه و رخسار تو ای عشوه پسند←شمارهٔ ۸۵باغبان می خواست برد شاخی از سرو بلند←شمارهٔ ۸۶زهی جمال تو خورشید آسمان شهود←شمارهٔ ۸۷سر زلفت گره بر کار من زد←شمارهٔ ۸۸چو می دم با لب جانان من زد←شمارهٔ ۸۹سحرگاهان که از باد صبا بوی بهاران زد←شمارهٔ ۹۰نظاره جمال تو بیهوشی آورد←شمارهٔ ۹۱خط تو خضر را به سیه پوشی آورد←شمارهٔ ۹۲غمت از دل به رخم اشک جگرگون آرد←شمارهٔ ۹۳دل که در باغ ز هر گل غم یارش گیرد←شمارهٔ ۹۴خوشا بادی که ره سوی تو گیرد←شمارهٔ ۹۵لبت دل دزد و من از وی شکر دزد←شمارهٔ ۹۶رقیب کیست که بوسه به خاک پات دهد←شمارهٔ ۹۷آمد نسیم و رایحه مشکبار داد←شمارهٔ ۹۸در دیار مصر اگر یوسف رخی پیدا شود←شمارهٔ ۹۹تیر مژگان کان دو چشم خوابناک انداختند←شمارهٔ ۱۰۰دلم ز هجر رخت رو به کلبه غم کرد←شمارهٔ ۱۰۱نرگس آسا چو سر از خاک بدر خواهم کرد←شمارهٔ ۱۰۲عشرت خسرو و شیرین سحرم یاد آید←شمارهٔ ۱۰۳شبم ز مرغ چمن این نوا به گوش آمد←شمارهٔ ۱۰۴خطت از لعل آتشگون برآمد←شمارهٔ ۱۰۵به بزم گل ز لبت جام را چو کام بر آمد←شمارهٔ ۱۰۶یار به کف ساغر شراب درآمد←شمارهٔ ۱۰۷رخنه ز غم در دل خراب درآمد←شمارهٔ ۱۰۸گهی که از درم آن ترک شوخ شنگ درآید←شمارهٔ ۱۰۹هر آفتاب که از مطلع جمال برآید←شمارهٔ ۱۱۰پریوشی که به رخ رسم دلبری داند←شمارهٔ ۱۱۱دلم به ماه تمام از رخت عبارت کرد←شمارهٔ ۱۱۲ای خوش آنان که خم طره یاری گیرند←شمارهٔ ۱۱۳باده چون بی غش و ساقی چو پریوش باشد←شمارهٔ ۱۱۴سفر خوش است اگر یار همسفر باشد←شمارهٔ ۱۱۵ز بس آه غمت زین جان آتشناک خواهم زد←شمارهٔ ۱۱۶چو ترک سرکشم بر عزم میدان پشت زین گیرد←شمارهٔ ۱۱۷چون صبا شانه درآن طره خم در خم زد←شمارهٔ ۱۱۸هر شیشه می با تو چو در محفلم افتد←شمارهٔ ۱۱۹به باغ لاله و گل رونق بهارانند←شمارهٔ ۱۲۰صبحدم دردکشان نقب به میخانه زدند←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth