→ آشفتهٔ شیرازیآشفتهٔ شیرازی
آشفتهٔ شیرازی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱۲۰۱ترک من از می اغیار مگر سرمستی←شمارهٔ ۱۲۰۲ای جان به چه ارزی تو که جانانه نداری←شمارهٔ ۱۲۰۳هر کجا انجمن برافروزی←شمارهٔ ۱۲۰۴دلا تو پند ز احباب خویش نشنفتی←شمارهٔ ۱۲۰۵چه پیمان است و بدعهدی که ای پیمان شکن داری←شمارهٔ ۱۲۰۶چه غمت اگر ای خم زلف که زنگی و سیاهی←شمارهٔ ۱۲۰۷وقتی ای جاذبه عشق نکردی کششی←شمارهٔ ۱۲۰۸به وصل تو نرسد کس به هیچ تقریبی←شمارهٔ ۱۲۰۹ره مردم بزنی هر نفس از تلبیسی←شمارهٔ ۱۲۱۰توئی آن گل که معروفی بهر گلشن به بیرنگی←شمارهٔ ۱۲۱۱ای پری باز چه رفتت که به شکل بشری←شمارهٔ ۱۲۱۲ز رعنایی چه نازد سروبُن یا گل ز زیبایی←شمارهٔ ۱۲۱۳تو را سزاست ببالا لباس دارائی←شمارهٔ ۱۲۱۴حدیث درد دل ای باد با جانان من گفتی←شمارهٔ ۱۲۱۵زاهد ز آب میکده پرهیز میکنی←شمارهٔ ۱۲۱۶از هیچ کسی ساخته غیر از تو دهانی←شمارهٔ ۱۲۱۷چو اوست طالب بخشش چرا طلب نکنی←شمارهٔ ۱۲۱۸در پرده قانون چند بی فایده آویزی←شمارهٔ ۱۲۱۹ایکه مطبوع و شوخ و دلبندی←شمارهٔ ۱۲۲۰بازآی به میخانه ظلمات چه میجویی←شمارهٔ ۱۲۲۱بیار ساقی از آن می بدان نشان که تو دانی←شمارهٔ ۱۲۲۲حور و فرشته خواندمت الحق که قابلی←شمارهٔ ۱۲۲۳آفرینش چیست بحر و پیش او گردون حبابی←شمارهٔ ۱۲۲۴مدتی شد که زیاران سر دوری داری←شمارهٔ ۱۲۲۵ای زمزمه عشق تو در هر سر و کویی←شمارهٔ ۱۲۲۶دلی نماند که ای فتنه از جفا نشکستی←شمارهٔ ۱۲۲۷با داورت سخن چه بود روز داوری←شمارهٔ ۱۲۲۸من به تو مشتاق و تو پیوسته از من در نفوری←شمارهٔ ۱۲۲۹مشتاق بود گوش به رودی و سرودی←شمارهٔ ۱۲۳۰باغی و فراغی و حریفی و کتابی←شمارهٔ ۱۲۳۱بمن گر آن مه بی مهر مهربان بودی←شمارهٔ ۱۲۳۲پارسی چامه بخوانید غزلهای دری←شمارهٔ ۱۲۳۳توئی که به زگل و مشگ رنگ و بو داری←شمارهٔ ۱۲۳۴آفت دین و دل و فتنه هر مرد و زنی←شمارهٔ ۱۲۳۵چو خم از خون دل در میکشم می←شمارهٔ ۱۲۳۶کو بشیری که بگوید ز سفر میآیی←شمارهٔ ۱۲۳۷ای شه کون و مکان ای علی عمرانی←شمارهٔ ۱۲۳۸زدستم برنمی آید که از پا برکشم خاری←شمارهٔ ۱۲۳۹طالع سعدی و کوکب کندم مسعودی←شمارهٔ ۱۲۴۰بمینا ساقیا صهبا نداری←