→ واقف لاهوریواقف لاهوری
واقف لاهوری
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۷۶۱به دل گفتم از جور گردون نگردیم←شمارهٔ ۷۶۲در گریه به دولت تو ممتازم←شمارهٔ ۷۶۳ز بیمهری چرخ از مهربانی دور افتادم←شمارهٔ ۷۶۴با خود از دوستیش این همه دشمن کردم←شمارهٔ ۷۶۵بار غمهای تو با جسم حقیری میکشم←شمارهٔ ۷۶۶خو گرفتم به قفس رفته چمن از یادم←شمارهٔ ۷۶۷دریغا که دردآشنایی ندیدم←شمارهٔ ۷۶۸آرزو دارم که در عشق تو یار دل شوم←شمارهٔ ۷۶۹دیدم از غیر بسی جور و تغافل کردم←شمارهٔ ۷۷۰شکوهها کز روزگار ناموافق میکنم←شمارهٔ ۷۷۱در خواب همچو روی تو روی ندید چشم←شمارهٔ ۷۷۲ناامید از مهر و ماهی میروم←شمارهٔ ۷۷۳فتاد از دست من دل با که گویم←شمارهٔ ۷۷۴سبک گشتم به چشمت وز تو دیدم سرگرانی هم←شمارهٔ ۷۷۵آه سرد خود اگر مطلق عنان میساختم←شمارهٔ ۷۷۶شب هجر تو کی در دیده راه خواب میدادم←شمارهٔ ۷۷۷خون گشت دل از داغ جفای تو جگر هم←شمارهٔ ۷۷۸خواهم که بر یار دلآزار بگریم←شمارهٔ ۷۷۹غمین گشتم ز پیری شادمانی از کجا آرم←شمارهٔ ۷۸۰دیدهٔ اشکبار میخواهم←شمارهٔ ۷۸۱نخست آن کس که شد در عشق او افسانه من بودم←شمارهٔ ۷۸۲تا به کی از ستمش آه کنم←شمارهٔ ۷۸۳گشتم دو تا ز درد به یکتاییات قسم←شمارهٔ ۷۸۴سراسر خشک دیدم مزرع خود تا نظر کردم←شمارهٔ ۷۸۵به گلشن پیش آن نازآفرین چشم←شمارهٔ ۷۸۶همان بهتر که من از آستانش زود برخیزم←شمارهٔ ۷۸۷قطرهٔ اشکی به صد خون جگر پیدا کنم←شمارهٔ ۷۸۸به کوی یار گذاری که داشتم دارم←شمارهٔ ۷۸۹چه خوش باشد به ن نوخط به گلشن باده نوشیدن←شمارهٔ ۷۹۰شبی به کلبهٔ احزان من بیا بنشین←شمارهٔ ۷۹۱یک جا میروی از برزده دامان بنشین←شمارهٔ ۷۹۲من نمیگویم که مجنون باش و در صحرا نشین←شمارهٔ ۷۹۳بر سر دل مرا عتاب مکن←شمارهٔ ۷۹۴امروز مرا کرد غم یار پریشان←شمارهٔ ۷۹۵وصل تو به خواب دید نتوان←شمارهٔ ۷۹۶بستهٔ زنجیر گیسویت نه من صد همچو من←شمارهٔ ۷۹۷به دست من افتاد کار گریبان←شمارهٔ ۷۹۸گر کشد باز ز دست من شیدا دامن←شمارهٔ ۷۹۹سوخت بیمهریت ستارهٔ من←شمارهٔ ۸۰۰کی بود گریه دست و گریبانم اینچنین←