→ دیوان شمسمولانا
مولانا
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
غزل شمارهٔ ۹۲۱سخن که خیزد از جان ز جان حجاب کند←غزل شمارهٔ ۹۲۲چو عشق را هوس بوسه و کنار بود←غزل شمارهٔ ۹۲۳رسید ساقی جان ما خمار خوابآلود←غزل شمارهٔ ۹۲۴به روحهای مقدس ز من سلام برید←غزل شمارهٔ ۹۲۵دو ماه پهلوی همدیگرند بر در عید←غزل شمارهٔ ۹۲۶حبیب کعبه جانست اگر نمیدانید←غزل شمارهٔ ۹۲۷به باغ بلبل از این پس حدیث ما گوید←غزل شمارهٔ ۹۲۸هزار جان مقدس فدای روی تو باد←غزل شمارهٔ ۹۲۹ز عشق آن رخ خوب تو ای اصول مراد←غزل شمارهٔ ۹۳۰سپاس و شکر خدا را که بندها بگشاد←غزل شمارهٔ ۹۳۱مها به دل نظری کن که دل تو را دارد←غزل شمارهٔ ۹۳۲مها به دل نظری کن که دل تو را دارد←غزل شمارهٔ ۹۳۳میان باغ گل سرخهای و هو دارد←غزل شمارهٔ ۹۳۴میان باغ، گل سرخ، های و هو دارد←غزل شمارهٔ ۹۳۵مکن مکن که پشیمان شوی و بد باشد←غزل شمارهٔ ۹۳۶مرا عقیق تو باید شکر چه سود کند←غزل شمارهٔ ۹۳۷فراغتی دهدم عشق تو ز خویشاوند←غزل شمارهٔ ۹۳۸سخن به نزد سخندان بزرگوار بود←غزل شمارهٔ ۹۳۹به پیش تو چه زند جان و جان کدام بود←غزل شمارهٔ ۹۴۰ربود عشق تو تسبیح و داد بیت و سرود←غزل شمارهٔ ۹۴۱ز بعد خاک شدن یا زیان بود یا سود←غزل شمارهٔ ۹۴۲اگر مرا تو نخواهی دلم تو را خواهد←غزل شمارهٔ ۹۴۳نماز شام چو خورشید در غروب آید←غزل شمارهٔ ۹۴۴به باغ بلبل از این پس نوای ما گوید←غزل شمارهٔ ۹۴۵ندا رسید به جانها که چند میپایید←غزل شمارهٔ ۹۴۶میان باغ، گل سرخ، های و هو دارد←غزل شمارهٔ ۹۴۷مخسب شب که شبی صد هزار جان ارزد←غزل شمارهٔ ۹۴۸کسی خراب خرابات و مست میباشد←غزل شمارهٔ ۹۴۹مرا وصال تو باید صبا چه سود کند←غزل شمارهٔ ۹۵۰سپاس آن عدمی را که هستِ ما بربود←غزل شمارهٔ ۹۵۱هر آن نوی که رسد سوی تو قدید شود←غزل شمارهٔ ۹۵۲ز شمس دین طرب نوبهار بازآید←غزل شمارهٔ ۹۵۳سپیده دم بدمید و سپیده میساید←غزل شمارهٔ ۹۵۴فزود آتش من آب را خبر ببرید←غزل شمارهٔ ۹۵۵سلام بر تو که سین سلام بر تو رسید←غزل شمارهٔ ۹۵۶ز جان سوختهام خلق را حذار کنید←غزل شمارهٔ ۹۵۷هزار جان مقدس فدای روی تو باد←غزل شمارهٔ ۹۵۸کدام لب که از او بوی جان نمیآید←غزل شمارهٔ ۹۵۹اگر دل از غم دنیا جدا توانی کرد←غزل شمارهٔ ۹۶۰به حارسان نکوروی من خطاب کنید←