شعر را زندگی کن
→ بیدل دهلویبیدل دهلوی
بیدل دهلوی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

غزل شمارهٔ ۱۰۰۱ادب چون ماه نو امشب پی تکلیف من دارد←غزل شمارهٔ ۱۰۰۲ز شرم سرنوشتی‌کز ازل بنیاد من دارد←غزل شمارهٔ ۱۰۰۳سحر آه و گلستان نکهت و بلبل فغان دارد←غزل شمارهٔ ۱۰۰۴اگر خضر خطت از چشمهٔ حیوان نشان دارد←غزل شمارهٔ ۱۰۰۵به پستی وانماند هر که از دردی نشان دارد←غزل شمارهٔ ۱۰۰۶به خیال زنده بودن هوس بقا ندارد←غزل شمارهٔ ۱۰۰۷فنا کی شغل سودای محبت را زیان دارد←غزل شمارهٔ ۱۰۰۸کام دل از لب خاموش گرفتن دارد←غزل شمارهٔ ۱۰۰۹اسیر آن پنجهٔ نگارین رهایی ازهیچ در ندارد←غزل شمارهٔ ۱۰۱۰چه بلاست اینکه پیری ز فنا خبر ندارد←غزل شمارهٔ ۱۰۱۱دل با غبار هستی ربط آنقدر ندارد←غزل شمارهٔ ۱۰۱۲رنگ حنا در کفم بهار ندارد←غزل شمارهٔ ۱۰۱۳کس طاقت آن لمعهٔ رخسار ندارد←غزل شمارهٔ ۱۰۱۴نشئهٔ یأسم غم خمار ندارد←غزل شمارهٔ ۱۰۱۵اسرار در طبایع ضبط نفس ندارد←غزل شمارهٔ ۱۰۱۶گلهای آن تبسم باغ فلک ندارد←غزل شمارهٔ ۱۰۱۷سعی نفس جز شمار گام ندارد←غزل شمارهٔ ۱۰۱۸نامم هوس نگین ندارد←غزل شمارهٔ ۱۰۱۹چرا کسی چو حباب از ادب نگاه ندارد←غزل شمارهٔ ۱۰۲۰خامش‌نفسی خفت گوینده ندارد←غزل شمارهٔ ۱۰۲۱بهار صبح نفس زین دو دم بقا که ندارد←غزل شمارهٔ ۱۰۲۲نفس به غیر تک و پوی باطلی‌ که ندارد←غزل شمارهٔ ۱۰۲۳غبار ما به جز این پر شکستنی‌که ندارد←غزل شمارهٔ ۱۰۲۴به هرجا نعمتی هست انفعالی درکمین دارد←غزل شمارهٔ ۱۰۲۵قدح، می بر ‌کف است‌ و شمع‌، گل در آستین دارد←غزل شمارهٔ ۱۰۲۶نهال زندگی بالیدنی وحشت‌کمین دارد←غزل شمارهٔ ۱۰۲۷دل از وسعت اگر شانی ندارد←غزل شمارهٔ ۱۰۲۸عدم زین بیش برهانی ندارد←غزل شمارهٔ ۱۰۲۹حرص اگر بر عطش غلو دارد←غزل شمارهٔ ۱۰۳۰پر افشانده‌ام با اوج عنقا گفتگو دارد←غزل شمارهٔ ۱۰۳۱مگو رند از می و زاهد زتقوا گفتگو دارد←غزل شمارهٔ ۱۰۳۲این دور، دور حیز است‌، وضع متین که دارد←غزل شمارهٔ ۱۰۳۳آنجاکه خیالت ز تمناگله دارد←غزل شمارهٔ ۱۰۳۴بی‌یأس دل از هرچه ندارد گله دارد←غزل شمارهٔ ۱۰۳۵هرجا نفسی هست ز هستی‌ گله دارد←غزل شمارهٔ ۱۰۳۶از پنبه اگر آتش سوزان گله دارد←غزل شمارهٔ ۱۰۳۷از چرخ نه هر ابله و نادان‌گله دارد←غزل شمارهٔ ۱۰۳۸بهار عیش امکان رنگ وحشت دیده‌ای دارد←غزل شمارهٔ ۱۰۳۹نفس را شور دل از عافیت بیگانه‌ای دارد←غزل شمارهٔ ۱۰۴۰نفس زینسان که بر عزم پرافشانی کدی دارد←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth