→ بیدل دهلویبیدل دهلوی
بیدل دهلوی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
غزل شمارهٔ ۳۲۱سخن شد داغ دل چون شمع از آتشبیانیها←غزل شمارهٔ ۳۲۲بود سرمشق درس خامشی باریکبینیها←غزل شمارهٔ ۳۲۳به داغ غربتم واسوخت آخر خودنماییها←غزل شمارهٔ ۳۲۴ای بهارستانِ اقبال ای چمن سیما بیا←غزل شمارهٔ ۳۲۵چه فسردگی بلد تو شد که به محفل من و ما بیا←غزل شمارهٔ ۳۲۶ایگداز دل نفسی اشک شو به دیده بیا←غزل شمارهٔ ۳۲۷به هر جبینکه بود سطری ازکتاب حیا←غزل شمارهٔ ۳۲۸به نمود هستی بیاثر چه نقاب شقکنم از حیا←غزل شمارهٔ ۳۲۹ما را ز گرد این دشت عزمی است رو به دریا←غزل شمارهٔ ۳۳۰آسودگان گوشهٔ دامان بوریا←غزل شمارهٔ ۳۳۱در شهد راحتند فقیران بوریا←غزل شمارهٔ ۳۳۲حرص فرصت انتظار و دوررنگ است آسیا←غزل شمارهٔ ۳۳۳چیست آدم مفرد کلک دبیرستان رب←غزل شمارهٔ ۳۳۴همیشه سنگدلانند نامدار طرب←غزل شمارهٔ ۳۳۵اگر برافکنی از روی ناز طرف نقاب←غزل شمارهٔ ۳۳۶بهروی نسخهٔ هستی که نیست جز تب و تاب←غزل شمارهٔ ۳۳۷بسکه دارد برق تیغت در گذشتنها شتاب←غزل شمارهٔ ۳۳۸تا از آن پای نگارین بوسهای کرد انتخاب←غزل شمارهٔ ۳۳۹تا نمیدزدد غبار غفلت هستی خطاب←غزل شمارهٔ ۳۴۰چو شمع تا سحر افسانه میشود تب و تاب←غزل شمارهٔ ۳۴۱ز درد تشنهلبیها در این محیط سراب←غزل شمارهٔ ۳۴۲ممسک اگر به عرض سخا جوشد از شراب←غزل شمارهٔ ۳۴۳میدهد دل را نفس آخر به سیل اضطراب←غزل شمارهٔ ۳۴۴میکنمگاهی به یاد مستی چشمت شتاب←غزل شمارهٔ ۳۴۵وقت پیری شرم دارید از خضاب←غزل شمارهٔ ۳۴۶بسکه شد از تشنهکامیهای ما نایاب آب←غزل شمارهٔ ۳۴۷چو من ز کسوت هستی تر آمدهست حباب←غزل شمارهٔ ۳۴۸کیفیت هوای که دارد سر حباب←غزل شمارهٔ ۳۴۹گذشتهام به تُنُکظرفی از مقام حباب←غزل شمارهٔ ۳۵۰پیام داشت به عنقا خط جبین حباب←غزل شمارهٔ ۳۵۱بیلطافت نیست از بس وحشتآهنگ است آب←غزل شمارهٔ ۳۵۲تا زند فال گهر بیتابیآهنگ است آب←غزل شمارهٔ ۳۵۳ای منّت عرق ز جبینت بر آفتاب←غزل شمارهٔ ۳۵۴تاب زلفت سایه آویزد به طرف آفتاب←غزل شمارهٔ ۳۵۵ای جلوهٔ تو سرشکن شأن آفتاب←غزل شمارهٔ ۳۵۶ای چیده نقش پای تو دکان آفتاب←غزل شمارهٔ ۳۵۷به خاکِ راهِ که گردید قطرهزن مهتاب←غزل شمارهٔ ۳۵۸علمی که خلق یافته بیچونش انتخاب←غزل شمارهٔ ۳۵۹بی کمالی نیست دل از شرم چون میگردد آب←غزل شمارهٔ ۳۶۰هرکجا بی رویت از چشمم برون میگردد آب←