→ بیدل دهلویبیدل دهلوی
بیدل دهلوی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
غزل شمارهٔ ۲۸۱ز چشم بینگه بودم خرابآباد غارتها←غزل شمارهٔ ۲۸۲غباریم زحمتکش بادها←غزل شمارهٔ ۲۸۳زهی نظّاره را ازجلوهٔ حسن تو زیورها←غزل شمارهٔ ۲۸۴سجود خاک راحتگرهوا جوشاند ازسرها←غزل شمارهٔ ۲۸۵نگردد همت موجم قفسفرسودِ گوهرها←غزل شمارهٔ ۲۸۶ای بهار جلوه بسکن کز خجالت یارها←غزل شمارهٔ ۲۸۷بسکه شد حیرتپرستِ جلوهات گلزارها ←غزل شمارهٔ ۲۸۸حیرت دل گر نپردازد به ضبطکارها←غزل شمارهٔ ۲۸۹از پا نشیند ای کاش محملکش هوسها←غزل شمارهٔ ۲۹۰بر قماش پوچ هستی تا بهکی وسواسها←غزل شمارهٔ ۲۹۱شرم از خط پیشانی ما ریخته شقها←غزل شمارهٔ ۲۹۲بیدماغی با نشاط از بس که دارد جنگها←غزل شمارهٔ ۲۹۳جنون آنجا که میگردد دلیل وحشت دلها←غزل شمارهٔ ۲۹۴ز برق این تحیر آب شد آیینهٔ دلها←غزل شمارهٔ ۲۹۵خواجه ممکن نیست ضبط عمر و حفظ مالها←غزل شمارهٔ ۲۹۶ای ز چشم میْپرستت مست حیرت جامها←غزل شمارهٔ ۲۹۷پیش آن چشم سخنگو موج می در جامها←غزل شمارهٔ ۲۹۸گفتگو صد رنگ ناکامی دماند از کامها←غزل شمارهٔ ۲۹۹چیست این باغ و این شکفتنها←غزل شمارهٔ ۳۰۰در باغ دل نهان بود از رفتگان نشانها←غزل شمارهٔ ۳۰۱ای آینهٔ حسن تمنای تو جانها←غزل شمارهٔ ۳۰۲ای داغ کمال تو عیانها و نهانها←غزل شمارهٔ ۳۰۳ای گرد تکاپوی سراغ نو نشانها←غزل شمارهٔ ۳۰۴این انجمن عشق است توفانگر سامانها←غزل شمارهٔ ۳۰۵زهی چون گل به یاد چیدن از شوق تو دامانها←غزل شمارهٔ ۳۰۶چو سایه چند به هر خاک جبهه سودنها←غزل شمارهٔ ۳۰۷چو اشک، آن کس که میچیند گلِ عیش از تپیدنها←غزل شمارهٔ ۳۰۸چو شمعم از خجالت رهنمود نارسیدنها←غزل شمارهٔ ۳۰۹فلک این سرکشی چند از غبار آرمیدنها←غزل شمارهٔ ۳۱۰در فکر حق و باطل خوردیم عبث خونها←غزل شمارهٔ ۳۱۱وفاق تخم ثباتی نکاشت در دل و دینها←غزل شمارهٔ ۳۱۲ای رسته ز گلزارت آن نرگس جادوها←غزل شمارهٔ ۳۱۳ای فدای جلوهٔ مستانهات میخانهها←غزل شمارهٔ ۳۱۴چیده است لاف خلق به چیدن ترانهها←غزل شمارهٔ ۳۱۵ای موجزن بهار خیالت ز سینهها←غزل شمارهٔ ۳۱۶ای آرزوی مهر تو سیلاب کینهها←غزل شمارهٔ ۳۱۷تعلق بود سیر آهنگ چندین نوحهسازیها←غزل شمارهٔ ۳۱۸باز آب شمشیرت از بهارجوشیها←غزل شمارهٔ ۳۱۹به ذوق داغ کسی در کنار سوختگیها←غزل شمارهٔ ۳۲۰تا چند به هر عیب و هنر طعنهزنیها←