→ شاه نعمتالله ولیشاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
غزل شمارهٔ ۸۸۱زر یکی و تنگهٔ زر بی شمار←غزل شمارهٔ ۸۸۲آفتابی رو نموده بی غبار←غزل شمارهٔ ۸۸۳صبحدم شد آفتابی آشکار←غزل شمارهٔ ۸۸۴خوش خیالی نقش بسته آن نگار←غزل شمارهٔ ۸۸۵ساقیا جام خوشگوار بیار←غزل شمارهٔ ۸۸۶یک هویت در مراتب می نماید صدهزار←غزل شمارهٔ ۸۸۷بندهٔ خود ز خاک ره بردار←غزل شمارهٔ ۸۸۸مائیم که ذاکریم و مذکور←غزل شمارهٔ ۸۸۹برو ای عقل سرگردان که ما مستیم و تو مخمور←غزل شمارهٔ ۸۹۰به هر طرف که نظر می کنم توئی منظور←غزل شمارهٔ ۸۹۱در مرتبه ای سرمست در مرتبه ای مخمور←غزل شمارهٔ ۸۹۲ساقی بیار جام می و دست ما بگیر←غزل شمارهٔ ۸۹۳ملک اگر خواهد کسی گو هان بگیر←غزل شمارهٔ ۸۹۴منظور یکی ، یکی است ناظر←غزل شمارهٔ ۸۹۵می رود عمر ما دریغا عمر←غزل شمارهٔ ۸۹۶رند مستیم و عشق شورانگیز←غزل شمارهٔ ۸۹۷من سودازده با عشق درافتادم باز←غزل شمارهٔ ۸۹۸در میخانه را گشادم باز←غزل شمارهٔ ۸۹۹مرغ جانم می کند پرواز باز←غزل شمارهٔ ۹۰۰عاشق و مست و رندم و جانباز←غزل شمارهٔ ۹۰۱شاهبازی درآمد از در باز←غزل شمارهٔ ۹۰۲خاطرم می کشد سوی شیراز←غزل شمارهٔ ۹۰۳برو ای میر من به مال مناز←غزل شمارهٔ ۹۰۴بیا و پردهٔ هستی برانداز←غزل شمارهٔ ۹۰۵که را روئی چنین زیباست امروز←غزل شمارهٔ ۹۰۶میخانه سبیل ماست امروز←غزل شمارهٔ ۹۰۷به کام دل رسیدم باز امروز←غزل شمارهٔ ۹۰۸درد از تو خوش است و هم دوا نیز←غزل شمارهٔ ۹۰۹شاهان همه حیران جمال تو گدا نیز←غزل شمارهٔ ۹۱۰خاک میخانه بر سر ما ریز←غزل شمارهٔ ۹۱۱عشق بازی روان از جان برخیز←غزل شمارهٔ ۹۱۲دیده نقشی چو خیال تو ندیده هرگز←غزل شمارهٔ ۹۱۳بر در میخانه بنشستیم باز←غزل شمارهٔ ۹۱۴ار شراب نیمشب امروز سرمستیم باز←غزل شمارهٔ ۹۱۵دل به دست زلف او دادیم باز←غزل شمارهٔ ۹۱۶مرغ دل در دام زلف دلبری افتاده باز←غزل شمارهٔ ۹۱۷خوش دری بر روی ما بگشاد باز←غزل شمارهٔ ۹۱۸رنج غربت تو از غریبان پرس←غزل شمارهٔ ۹۱۹لذت جان ما ز مستان پرس←غزل شمارهٔ ۹۲۰جام خوشی ز دُردی دردش چو ما بپرس←