شعر را زندگی کن
→ شاه نعمت‌الله ولیشاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

غزل شمارهٔ ۹۲۱رنج عشقی کشیده ام که مپرس←غزل شمارهٔ ۹۲۲گرم و سردی چشیده‌ام که مپرس←غزل شمارهٔ ۹۲۳جام می را به نوش و خوش می‌باش←غزل شمارهٔ ۹۲۴شراب شوق را پیمانه می باش←غزل شمارهٔ ۹۲۵جان به جانان سپار و خوش می باش←غزل شمارهٔ ۹۲۶دل به دلبر گذار و خوش می باش←غزل شمارهٔ ۹۲۷دُرد دردش بنوش خوش می باش←غزل شمارهٔ ۹۲۸سیدی خواهی پناه و بنده باش←غزل شمارهٔ ۹۲۹گر فسرده نیستی گر ما نه باش←غزل شمارهٔ ۹۳۰ای دل ار عاشقی بیا خوش باش←غزل شمارهٔ ۹۳۱ای دل ار چه شکسته ای خوش باش←غزل شمارهٔ ۹۳۲زر بپاش و خواجهٔ زر پاش باش←غزل شمارهٔ ۹۳۳عشق سرمست است و دارد دور باش←غزل شمارهٔ ۹۳۴پاک باش و بی وضو یک دم مباش←غزل شمارهٔ ۹۳۵اگر میلی به ما داری بیا و بندهٔ ما باش←غزل شمارهٔ ۹۳۶در میکده مست و رند و قلاش←غزل شمارهٔ ۹۳۷بحر در جوش است و جانم درخروش←غزل شمارهٔ ۹۳۸خم می در جوش و رندان درخروش←غزل شمارهٔ ۹۳۹به گوش و هوش من آمد ندای ساقی دوش←غزل شمارهٔ ۹۴۰زهد بگذار و خرقه را بفروش←غزل شمارهٔ ۹۴۱در خرابات تا سحرگه دوش←غزل شمارهٔ ۹۴۲جام می شادی رندان نوش نوش←غزل شمارهٔ ۹۴۳دُرد دردش چو صاف درمان نوش←غزل شمارهٔ ۹۴۴از جام حباب آب می نوش←غزل شمارهٔ ۹۴۵دلخوشم از عشق جان افزای خویش←غزل شمارهٔ ۹۴۶بیا ای نور چشم ما و خوش بنشین به جای خویش←غزل شمارهٔ ۹۴۷سوختم بر آتش دل عود خویش←غزل شمارهٔ ۹۴۸عزتی ده مرا به عزت خویش←غزل شمارهٔ ۹۴۹همه عالم چو شبنمی دانش←غزل شمارهٔ ۹۵۰هفت هیکل به ذوق می خوانش←غزل شمارهٔ ۹۵۱چه خوش جمعیتی داریم از زلف پریشانش←غزل شمارهٔ ۹۵۲پریشان کرد حال من سر زلف پریشانش←غزل شمارهٔ ۹۵۳ساقی سرخوش ما همدم ما می بینش←غزل شمارهٔ ۹۵۴بیا ای نور چشم اهل بینش←غزل شمارهٔ ۹۵۵عشق آمد و جام می به دستش←غزل شمارهٔ ۹۵۶چیست عالم سایه بان حضرتش←غزل شمارهٔ ۹۵۷دیشب به خواب دیدم نقش خیال رویش←غزل شمارهٔ ۹۵۸در خواب خوش نماید نقش خیال رویش←غزل شمارهٔ ۹۵۹ساقیم می رفت و رندان در پیش←غزل شمارهٔ ۹۶۰چه خوشحالی که می یابم جمالش←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth