شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعاروحشی بافقی
وحشی بافقی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۴۱عتاب اگر چه همان در مقام خونریز است←شمارهٔ ۴۲طراز سبزهٔ بر گلشن عذار خوش است←شمارهٔ ۴۳خوار می‌کن ، زار می‌کش، منتت بر جان ماست←شمارهٔ ۴۴امروز ناز عذر جفاهای رفته خواست←شمارهٔ ۴۵یار ما بی رحم یاری بوده است←شمارهٔ ۴۶ابر است و اعتدال هوای خزانی است←شمارهٔ ۴۷در دل همان محبت پیشینه باقی است←شمارهٔ ۴۸ترک من تیغ به کف ، بر زده دامن برخاست←شمارهٔ ۴۹به جور، ترک محبت خلاف عادت ماست←شمارهٔ ۵۰گرد آن خانه بگردم که در او خلوت تست←شمارهٔ ۵۱بهر دلم که درد کش و داغدار تست←شمارهٔ ۵۲وداع جان و تنم استماع رفتن تست←شمارهٔ ۵۳بگذشت دورِ یوسف و دورانِ حُسنِ تو ست←شمارهٔ ۵۴ابروی تو جنبید و خدنگی ز کمان جست←شمارهٔ ۵۵بگذران دانسته از ما گر ادایی سر زده‌ست←شمارهٔ ۵۶از نظر افتادهٔ یاریم مدت‌ها شدست←شمارهٔ ۵۷هنوز عاشقی‌و دلرباییی نشدست←شمارهٔ ۵۸بازم زبان شکر به جنبش درآمدست←شمارهٔ ۵۹خوش صیدِ غافلی به سر تیر آمده‌ست←شمارهٔ ۶۰ناتوان موری به پابوس سلیمان آمدست←شمارهٔ ۶۱از تو همین تواضع عامی مرا بس است←شمارهٔ ۶۲آنکه بی ما دید بزم عیش و در عشرت نشست←شمارهٔ ۶۳خود رنجم و خود صلح کنم عادتم اینست←شمارهٔ ۶۴آنکس که مرا از نظر انداخته اینست←شمارهٔ ۶۵ای مدعی از طعن تو ما را چه ملالست←شمارهٔ ۶۶مشورت با غمزه چشمت را پیِ تسخیرِ کیست←شمارهٔ ۶۷یارب مه مسافر من همزبان کیست ؟←شمارهٔ ۶۸بسته بر فتراک و می‌پرسد که صیاد تو کیست←شمارهٔ ۶۹ای دیده ، دشتبان نگاهت به راه کیست←شمارهٔ ۷۰تا قسمتم ز میکدهٔ آرزوی کیست←شمارهٔ ۷۱مریض عشق اگر صد بود علاج یکیست←شمارهٔ ۷۲ای همنفسان بودن و آسودن ما چیست←شمارهٔ ۷۳همرهی با غیر و از من احتراز از بهر چیست←شمارهٔ ۷۴کوچنان یاری که داند قدر اهل درد چیست←شمارهٔ ۷۵قدر اهل درد صاحب درد می‌داند که چیست←شمارهٔ ۷۶باز این عتاب و شیوهٔ عاشق‌‌گداز چیست←شمارهٔ ۷۷زهر در چشم و چین بر ابرو چیست←شمارهٔ ۷۸خنده‌ات برما و بر داغ دل درمانده چیست←شمارهٔ ۷۹مست آمدی که موجب چندین ملال چیست←شمارهٔ ۸۰وصلم میسر است ولی بر مراد نیست←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth