شعر را زندگی کن
→ حکیم نزاریحکیم نزاری
حکیم نزاری

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۳۲۱کیست کز سودای تو از خان و مان آواره نیست←شمارهٔ ۳۲۲تو را سری که به پیمان من درآری نیست←شمارهٔ ۳۲۳رهِ عشّاق سپردن به دل آزاری نیست←شمارهٔ ۳۲۴خوش تر از عشق پرستی به جهان کاری نیست←شمارهٔ ۳۲۵ای جا که منم تا به خرابات بسی نیست←شمارهٔ ۳۲۶ای هم نفسان لایق من هم نفسی نیست←شمارهٔ ۳۲۷گر تو بر کشتن من حکم کنی باکی نیست←شمارهٔ ۳۲۸یک نفس خیل خیال از نظرم خالی نیست←شمارهٔ ۳۲۹هر چه نسیه ست جز خیالی نیست←شمارهٔ ۳۳۰ایبها العشّاق این کار به آسانی نیست←شمارهٔ ۳۳۱شب فراق که را طاقت شکیبایی ست←شمارهٔ ۳۳۲آه و واویلا کم برگ شکیبایی نیست←شمارهٔ ۳۳۳هر کجا بی دلی و برناییست←شمارهٔ ۳۳۴رجب آمد سه ماه باید داشت←شمارهٔ ۳۳۵مرا ز دوست به زنجیر باز نتوان داشت←شمارهٔ ۳۳۶رمضان سلّمه الله به سلامت بگذشت←شمارهٔ ۳۳۷دریغ عمر که بی روی دوستان بگذشت←شمارهٔ ۳۳۸چه فتنه بود که در عید گه جنان بگذشت←شمارهٔ ۳۳۹جانا بیا که مدت هجران ز حد گذشت←شمارهٔ ۳۴۰بر دست چون بود می و صبح و کنار کشت←شمارهٔ ۳۴۱هزار یادِ بر و گردن و بناگوشت←شمارهٔ ۳۴۲دوش با جمعی حواری باده خوردم در بهشت←شمارهٔ ۳۴۳اگر فراق نباشد چه دوزخ و چه بهشت←شمارهٔ ۳۴۴هر که با دوست آشنایی یافت←شمارهٔ ۳۴۵آوخ آوخ که جگرگوشه دگر بار برفت←شمارهٔ ۳۴۶دریغ عمر که بی روی آن نگار برفت←شمارهٔ ۳۴۷چه جای دشمنی است آن که یار کرد و برفت←شمارهٔ ۳۴۸گر مرا در بی هشی با دوست کاری رفت رفت←شمارهٔ ۳۴۹از آن سبب دل من ترک خورد و خواب گرفت←شمارهٔ ۳۵۰دلم از تو دل برنخواهد گرفت←شمارهٔ ۳۵۱بوی عرق چین تو باد صبا برگرفت←شمارهٔ ۳۵۲تا دل مجنون ما راه قلندر گرفت←شمارهٔ ۳۵۳خیال دوست ز من خورد و خواب بازگرفت←شمارهٔ ۳۵۴ما دگر بوی کسی برنتوانیم گرفت←شمارهٔ ۳۵۵به هیچ انجمن داستانی نرفت←شمارهٔ ۳۵۶عقل نه این دید نه آن باز گفت←شمارهٔ ۳۵۷نگارم را ز جان خوشتر توان گفت←شمارهٔ ۳۵۸موذّن فالق الاصباح می گفت←شمارهٔ ۳۵۹به جفت چشم ِ سیاه و به ابروی طاقت←شمارهٔ ۳۶۰غایب نشد زمانی از خاطرم خیالت←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth