شعر را زندگی کن
جامی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۷۶۱با اسیران ای رقیب آغاز بدخویی مکن←شمارهٔ ۷۶۲بنمای رخ که مطلع صبح صفاست این←شمارهٔ ۷۶۳بیمار غمت را نفس بازپس است این←شمارهٔ ۷۶۴مهی از راه برآمد نه که افزون ز مه است این←شمارهٔ ۷۶۵هر سو مرو جولان کنان چابک سوارا بیش ازین←شمارهٔ ۷۶۶مردم شکارا کین مجو با دوستداران بیش ازین←شمارهٔ ۷۶۷این منم یارب ز درد عاشقی زار این چنین←شمارهٔ ۷۶۸الله الله کیست مست باده ناز این چنین←شمارهٔ ۷۶۹بیا جانا دل پر درد من بین←شمارهٔ ۷۷۰قبای ناز درپوش و نیاز پادشاهان بین←شمارهٔ ۷۷۱طره شبرنگ و جعد مشکسای خویش بین←شمارهٔ ۷۷۲جلوه آن شوخ و جولان سمند او ببین←شمارهٔ ۷۷۳ای به رخسار چو مه چشم و چراغ دگران←شمارهٔ ۷۷۴من و فکر تو چه بینم به جمال دگران←شمارهٔ ۷۷۵دل به جان درمانده وان جان جهان با دیگران←شمارهٔ ۷۷۶هر بامداد کان مه راند سواره بیرون←شمارهٔ ۷۷۷مرو زین چشم تر ای اشک خونین دمبدم بیرون←شمارهٔ ۷۷۸باز ترکش بسته آن ترک سوار آمد برون←شمارهٔ ۷۷۹بازم اندیشه یاری ست که گفتن نتوان←شمارهٔ ۷۸۰یافتن پیش تو راهی نتوان←شمارهٔ ۷۸۱ای فلک تا کی دل و جان خرابی سوختن←شمارهٔ ۷۸۲گرچه تنگ آمد دل از فکر محال انگیختن←شمارهٔ ۷۸۳ز نعل مرکب تو بر زمین نشان دیدن←شمارهٔ ۷۸۴مرا تا کی ز کشتن بیم کردن←شمارهٔ ۷۸۵برون ران ای سوار شوخ و قلب صد سپه بشکن←شمارهٔ ۷۸۶بیا وز لب لعل جامم بگردان←شمارهٔ ۷۸۷شدم بهر تو خاک راه خوبان←شمارهٔ ۷۸۸هر چند بینی عالمی صید کمند خویشتن←شمارهٔ ۷۸۹آمدم در دل اساس عشق محکم هم چنان←شمارهٔ ۷۹۰چو نای بر دل من تنگ شد فضای جهان←شمارهٔ ۷۹۱پرده ز رخ برفکن جامه جان چاک کن←شمارهٔ ۷۹۲مگر وزید نسیمی ز سرو سیمبر من←شمارهٔ ۷۹۳تو جان پاکی سر به سر نی آب و خاک ای نازنین←شمارهٔ ۷۹۴با این جمال همدم مستان عشق شو←شمارهٔ ۷۹۵تا خم چرخ کهن باشد و جام مه نو←شمارهٔ ۷۹۶ای به دلم گرفته جا دمبدم از نظر مرو←شمارهٔ ۷۹۷یشهد الله اینما یبدو←شمارهٔ ۷۹۸شبی چون مه نمودی روی نیکو←شمارهٔ ۷۹۹ز هر سو بدانند و رویت نکو←شمارهٔ ۸۰۰دلا کام از لبش با چشم تر جو←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth