→ دیوان کمپانیغروی اصفهانی
غروی اصفهانی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۴۱تا بی خبری ز ترانۀ دل←شمارهٔ ۴۲به سامانی رسان یارا سر سودایی ما را←شمارهٔ ۴۳فروغ حسن تو داده است چشم بینا را←شمارهٔ ۴۴جانفشانی بکن ار می طلبی جانان را←شمارهٔ ۴۵دلبرا گر بنوازی بنگاهی ما را←شمارهٔ ۴۶ای روح روان تند مرو وامش رویدا←شمارهٔ ۴۷من ز مجنون و تو در حسن سبق برده ز لیلی←شمارهٔ ۴۸تبارک الله از آن طلعت چو ماه و تعالی←شمارهٔ ۴۹ای که ز خوبی نصیب یافته حد نصاب←شمارهٔ ۵۰کعبۀ کوی تو رشک خلد برین است←شمارهٔ ۵۱صبح ازل از مشرق حسن تو دمیده است←شمارهٔ ۵۲از تو بیداد وز من ناله و فریاد خوش است←شمارهٔ ۵۳مذمت عاشقان ز پستی همت است←شمارهٔ ۵۴دلی که شیفتۀ روی آن پریزاد است←شمارهٔ ۵۵هرچه آید بسر ما همه از دوری تو است←شمارهٔ ۵۶در سری نیست که سودای سر کوی تو نیست←شمارهٔ ۵۷براستان که سر من بر آستانۀ تست←شمارهٔ ۵۸جز غمت سر سویدای مرا رازی نیست←شمارهٔ ۵۹جز به بوی تو مشام دل و جان عاطر نیست←شمارهٔ ۶۰مست صهبای تو در هر گذری نیست که نیست←شمارهٔ ۶۱تا دل آشفته ام شیفتۀ روی تست←شمارهٔ ۶۲گرچه عمریست که دل از غم عشقت ریش است←شمارهٔ ۶۳ما را به جهان جز به تو کاری نبود←شمارهٔ ۶۴فدائیان ره عشق دوست مرد رهند←شمارهٔ ۶۵مژدۀ باد زندان را قاصد صبا آمد←شمارهٔ ۶۶مرا در سر بود شوری که در هر سر نمیگنجد←شمارهٔ ۶۷گر تیر غمی به شست گیرد←شمارهٔ ۶۸رموز عشق را جز عاشقِ صادق نمیداند←شمارهٔ ۶۹آن یار لاله رو گر ما را نمی نوازد←شمارهٔ ۷۰سر غنچه در گریبان، دل لاله داغ دارد←شمارهٔ ۷۱خسته ای را که دگر طاقت و قوت نبود←شمارهٔ ۷۲عاشق از فتنۀ معشوق هراسان نشود←شمارهٔ ۷۳بخت شود یار، یار اگر بگذارد←شمارهٔ ۷۴به جرم آنکه عاشقم ز من کناره میکند←شمارهٔ ۷۵دوش هاتف غیبی حل این معما کرد←شمارهٔ ۷۶گهی به کعبۀ جانان سفر توانی کرد←شمارهٔ ۷۷سینۀ تنگم مجال آه ندارد←شمارهٔ ۷۸تجلی کرد یارم تا که گیتی را بیاراید←شمارهٔ ۷۹هله ای نیازمندان که گه نیاز آمد←شمارهٔ ۸۰فرۀ غرای تو چشم مرا خیره کرد←