شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعاراسیری لاهیجی
اسیری لاهیجی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۱۲۱نیست ما را هیچ فکری جز لقای روی دوست←شمارهٔ ۱۲۲دایما درد تو همراه منست←شمارهٔ ۱۲۳بیا جانا که بی تو جان خرابست←شمارهٔ ۱۲۴گردیدن گردون یقین از عشق جانان بوده است←شمارهٔ ۱۲۵روی تو ظاهرست بعالم نهان کجاست←شمارهٔ ۱۲۶روی چو مهت کاینه جان و جهانست←شمارهٔ ۱۲۷رند و قلاشیم و مست و می پرست←شمارهٔ ۱۲۸میخانه از لعل لب تو پرشرو شور است←شمارهٔ ۱۲۹مهر روی تو که تابان ز همه ذراتست←شمارهٔ ۱۳۰ای نهان خورشید ذات تو در ابر کاینات←شمارهٔ ۱۳۱تا نقد دارضرب معارف کلام ماست←شمارهٔ ۱۳۲تا که خورشید جمال از برج رویت طالعست←شمارهٔ ۱۳۳حسن خوبان جهان عکس رخ زیبای اوست←شمارهٔ ۱۳۴مقبل کسی که شادی وصل تو دیده است←شمارهٔ ۱۳۵ای که کوی یارمیجویی دو عالم کوی اوست←شمارهٔ ۱۳۶جانا بیا که صحبت جانانم آرزوست←شمارهٔ ۱۳۷ما ز جام باده عشقیم مخمورالست←شمارهٔ ۱۳۸ای ز خورشید جمالت گشته روشن کاینات←شمارهٔ ۱۳۹تا بعشق تو جان گرفتارست←شمارهٔ ۱۴۰عاشقان را در طریق عشق حالی دیگرست←شمارهٔ ۱۴۱هرکه عاشق نیست مرد کار نیست←شمارهٔ ۱۴۲آنکه پنهان دل ز مردم می برد پیداست کیست←شمارهٔ ۱۴۳زاد راه عاشقان سوز و نیاز و زاریست←شمارهٔ ۱۴۴با غم معشوق ما را کارهاست←شمارهٔ ۱۴۵صورت یاربخواب امد و در گوشم گفت←شمارهٔ ۱۴۶دو عالم غرق انوار تجلی است←شمارهٔ ۱۴۷گشت تابان مهر ذاتش از صفات←شمارهٔ ۱۴۸پیش عارف که ز آفات طریق اگاهست←شمارهٔ ۱۴۹هرکه او پیوسته با یاد خداست←شمارهٔ ۱۵۰از شوق رخت در همه جا غلغله هست←شمارهٔ ۱۵۱جمله عالم رو بما دارند و مارا روبدوست←شمارهٔ ۱۵۲دل را بجمال رخ تو مهر تولاست←شمارهٔ ۱۵۳هر دل که از کدورت طبع و هوا برست←شمارهٔ ۱۵۴بختم مدد نداد که بینم وصال دوست←شمارهٔ ۱۵۵ای برده سبق از همه خوبان به ملاحت←شمارهٔ ۱۵۶دل را که داغ عشق ندارد نشان کجاست←شمارهٔ ۱۵۷ای بیخبر از حالت رندان خرابات←شمارهٔ ۱۵۸تا یار پرده از رخ چون ماه برگرفت←شمارهٔ ۱۵۹تا که خورشید جمالت بجهان تابان گشت←شمارهٔ ۱۶۰درد بی درمان بعالم دردماست←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth