شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعاراسیری لاهیجی
اسیری لاهیجی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۱۶۱مانیستیم و هستی ما هستی خداست←شمارهٔ ۱۶۲ای دل دیوانه تاکی بیخودیها کردنت←شمارهٔ ۱۶۳ای طلعت تو مطلع انوار سعادات←شمارهٔ ۱۶۴عالم چو نقش موج ببحر وجود اوست←شمارهٔ ۱۶۵ای صنم سمن بران دست منست و دامنت←شمارهٔ ۱۶۶اسرار یقین را بگمانی شده باحث←شمارهٔ ۱۶۷دوستانم باز خواهد گشت یارم الغیاث←شمارهٔ ۱۶۸این حیله سازی فلک کینه دار هیچ←شمارهٔ ۱۶۹جان ما را در ازل دادند با عشق امتزاج←شمارهٔ ۱۷۰گر نداند درد عشق دوست را عاشق فلاح←شمارهٔ ۱۷۱با درد عشق جانان درمان چه کار دارد←شمارهٔ ۱۷۲از شاهد و می گر خبری هست بگوئید←شمارهٔ ۱۷۳دوشم از میخانه پیر میکده آواز داد←شمارهٔ ۱۷۴زان پیشتر که دور جهان را مدار بود←شمارهٔ ۱۷۵از قید غم جهان شد آزاد←شمارهٔ ۱۷۶ساقی چه شد که جمله جهان می پرست شد←شمارهٔ ۱۷۷جانم اسیر دام سر زلف یار شد←شمارهٔ ۱۷۸بیا که یار ز رخسار پرده را بگشود←شمارهٔ ۱۷۹دل ما وایه روی تو دارد←شمارهٔ ۱۸۰ره روانی که راه حق پویند←شمارهٔ ۱۸۱عاشق بکوی عشق چو خود را فدی کند←شمارهٔ ۱۸۲زهی جمال و ملاحت که یار ما دارد←شمارهٔ ۱۸۳جان ما بربست رخت و سوی جانان می‌رود←شمارهٔ ۱۸۴چون سوز عشقت پایان ندارد←شمارهٔ ۱۸۵چو حسن روی او جلوه گری کرد←شمارهٔ ۱۸۶از ما سخن کشف و کرامات مپرسید←شمارهٔ ۱۸۷چون از ازل نصیبه ما عشق یار بود←شمارهٔ ۱۸۸چون جمال دوست خود را جلوه داد←شمارهٔ ۱۸۹یارم چو ز رخ نقاب بگشود←شمارهٔ ۱۹۰تا نقاب از مهر رویش دور شد←شمارهٔ ۱۹۱هر لحظه بروئی دگر آن روی نماید←شمارهٔ ۱۹۲مهر رخسارت ز ذرات جهان پیدا بود←شمارهٔ ۱۹۳تا بکفر زلف تو جان مرا اقرار شد←شمارهٔ ۱۹۴چو خورشید جمالت روی بنمود←شمارهٔ ۱۹۵چو مهر جمال تو در جلوه بود←شمارهٔ ۱۹۶خوش وقت عاشقان که بمعشوق همبرند←شمارهٔ ۱۹۷آن دلبر طناز نگوئی که کجا شد←شمارهٔ ۱۹۸حُسن رخسار تو چون میل نقابی می‌کند←شمارهٔ ۱۹۹یارم اگر جمال نماید چه می شود←شمارهٔ ۲۰۰زان پیشتر که کون و مکان را ظهور بود←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth