شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارجهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۹۲۱من که عمری در جهان گردیده‌ام←شمارهٔ ۹۲۲ای خیال روی تو در دیده‌ام←شمارهٔ ۹۲۳خوابی خوش است اینکه شب دوش دیده‌ام←شمارهٔ ۹۲۴باد صبا از من رسان نزد دلارامم سلام←شمارهٔ ۹۲۵من دلخسته در عشقت خرابم←شمارهٔ ۹۲۶به درد عشق تو درمان نیابم←شمارهٔ ۹۲۷بی روی تو نیست خورد و خوابم←شمارهٔ ۹۲۸دلا در باغ حسنش عندلیبم←شمارهٔ ۹۲۹در جوانی قدر خود نشناختم←شمارهٔ ۹۳۰هنوز از بادهٔ وصل تو مستم←شمارهٔ ۹۳۱دیده بگشادم و دل در سر زلفت بستم←شمارهٔ ۹۳۲ز عشقت تا ز خود بیگانَه گشتم←شمارهٔ ۹۳۳به بوی زلف تو دیوانه گشتم←شمارهٔ ۹۳۴بتا تا مهر تو در بر گرفتم←شمارهٔ ۹۳۵آنکه هرگز نرود یک نفسی از یادم←شمارهٔ ۹۳۶تا دل به غم رخت نهادم←شمارهٔ ۹۳۷آفتاب رویش از مشرق برآمد صبحدم←شمارهٔ ۹۳۸نگار ماهروی سرو قدم←شمارهٔ ۹۳۹چرا گشتی چنین غافل ز دردم←شمارهٔ ۹۴۰ز حد بگذشت در عشق تو دردم←شمارهٔ ۹۴۱تا جهانست به سر گرد جهان می‌گردم←شمارهٔ ۹۴۲چو در عالم تویی درمان دردم←شمارهٔ ۹۴۳مدّتی تا ز غمت گرد جهان می‌گردم←شمارهٔ ۹۴۴هیچ دانی که جهان در سر و کارت کردم←شمارهٔ ۹۴۵مهر روی خوب در جان باشدم←شمارهٔ ۹۴۶از سر سوز جگر بر در آن یار شدم←شمارهٔ ۹۴۷دلم همچون سر زلفست در هم←شمارهٔ ۹۴۸به جان رسید مرا جان نازنین از غم←شمارهٔ ۹۴۹خیالش دوش ناگه درربودم←شمارهٔ ۹۵۰دو زلف سرکشش پُر تاب دیدم←شمارهٔ ۹۵۱از آن زمان که من آن روی چون قمر دیدم←شمارهٔ ۹۵۲دوش رویش به خواب می‌دیدم←شمارهٔ ۹۵۳بیمست که از دست تو فریاد برآرم←شمارهٔ ۹۵۴من امشب با سر زلفش سر و کاری عجب دارم←شمارهٔ ۹۵۵باد صبا خدا را بگذر سوی نگارم←شمارهٔ ۹۵۶نگارا از فراقت سخت زارم←شمارهٔ ۹۵۷تو می‌دانی که جز تو کس ندارم←شمارهٔ ۹۵۸ز هجر روی تو یارا به کام اغیارم←شمارهٔ ۹۵۹در حسرت روی آن نگارم←شمارهٔ ۹۶۰من به لطفت امید می‌دارم←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth