شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارمحتشم کاشانی
محتشم کاشانی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۸۱آن که بزم غیر را روشن چو گلشن کرده است←شمارهٔ ۸۲حرف عشقت مگر امشب ز یکی سرزده است←شمارهٔ ۸۳از عاشقان حوالی آن خانه پر شده است←شمارهٔ ۸۴امشب دگر حریف شرابت که بوده است←شمارهٔ ۸۵کمر به کین تو ای دل چو یار جانی بست←شمارهٔ ۸۶چو ناز او به میان تیغ دلستانی بست←شمارهٔ ۸۷گفتمش تیر تو خواهد به دل زار نشست←شمارهٔ ۸۸منتظری عمرها گر بگذاری نشست←شمارهٔ ۸۹آن چه هر شب بگذرد از چرخ فریاد منست←شمارهٔ ۹۰دوست با من دشمن و با دشمن من گشته دوست←شمارهٔ ۹۱نهال گلشن دل نخل نو رسیدهٔ اوست←شمارهٔ ۹۲حکمی که همچو آب روان در دیار اوست←شمارهٔ ۹۳گل چهره‌ای که مرغ دلم صید دام اوست←شمارهٔ ۹۴حسن که تابان ز سراپای توست←شمارهٔ ۹۵مهر که سرگرم مه روی توست←شمارهٔ ۹۶مدعی که آتش اعراض فروزندهٔ توست←شمارهٔ ۹۷امشب ای شمع طرب دوست که همخانهٔ توست←شمارهٔ ۹۸گرچه بیش از حد امکان التفات یار هست←شمارهٔ ۹۹دلت امروز به جا نیست دگر چیزی هست←شمارهٔ ۱۰۰در ظل همائی که بر او میل جهانی است←شمارهٔ ۱۰۱ای پری غم نیست گر مثل منت دیوانه ایست←شمارهٔ ۱۰۲درهم است آن بت طناز نمی‌دانم چیست←شمارهٔ ۱۰۳ای در درون جان ز دل من کرانه چیست؟←شمارهٔ ۱۰۴مطرب بگو که این تری و این ترانه چیست←شمارهٔ ۱۰۵گر بدانی که گرفتار کمندت دل کیست←شمارهٔ ۱۰۶رفته مهر از شکرت در شکرستان تو کیست←شمارهٔ ۱۰۷شب یلدای غمم را سحری پیدا نیست←شمارهٔ ۱۰۸هرکس نکرد ترک سر از اهل درد نیست←شمارهٔ ۱۰۹گرچه قرب درگهت حد من مهجور نیست←شمارهٔ ۱۱۰بی‌تصرف حسن را در هیچ دل تاثیر نیست←شمارهٔ ۱۱۱گرچه پای بندی عشق بی‌زنجیر نیست←شمارهٔ ۱۱۲گر با توام ز دیدن غیرم گزیر نیست←شمارهٔ ۱۱۳با بد آموزت مگر قانون الفت ساز نیست←شمارهٔ ۱۱۴هرچند خون عاشق بی‌دل حلال نیست←شمارهٔ ۱۱۵چون تو سروی در جهان ای نازنین اندام نیست←شمارهٔ ۱۱۶ای گل امروز اداهای تو بی‌چیزی نیست←شمارهٔ ۱۱۷درین کز دل بدی با من شکی نیست←شمارهٔ ۱۱۸آینهٔ جان به جز آن روی نیست←شمارهٔ ۱۱۹تیر او تا به سراپردهٔ دل ماوا داشت←شمارهٔ ۱۲۰گرچه بر رویم در لطف از توجه بازداشت←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth