شعر را زندگی کن
→ شهریارشهریار
شهریار

گزیدهٔ غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

غزل شمارهٔ ۱۲۱ - یاد شهیارکار گل زار شود گر تو به گلزار آیی←غزل شمارهٔ ۱۲۲ - غروب و مهتاب دریاای ماه شب دریا ای چشمه زیبایی←غزل شمارهٔ ۱۲۳ - طوطی خوش‌لهجهمایه حسن ندارم که به بازار من آیی←غزل شمارهٔ ۱۲۴ - شیدائیرندم و شهره به شوریدگی و شیدایی←غزل شمارهٔ ۱۲۵ - چشمه ابدیتشکفته‌ام به تماشای چشم شهلایی←غزل شمارهٔ ۱۲۶ - ساز صبابزن که سوز دل من به ساز می‌گویی←غزل شمارهٔ ۱۲۷ - شاهد گمراهراه گم کرده و با روی چو ماه آمده‌ای←غزل شمارهٔ ۱۲۸ - وای وای منهردم چو توپ می‌زندم پشت پای وای←غزل شمارهٔ ۱۲۹ - طوطی قنادالا ای نوگل رعنا که رشک شاخ شمشادی←غزل شمارهٔ ۱۳۰ - مرغ بهشتیشبی را با من ای ماه سحرخیزان سحر کردی←غزل شمارهٔ ۱۳۱ - ماه بر سر مهرچه شد که بار دگر یاد آشنا کردی؟←غزل شمارهٔ ۱۳۲ - شمشیر قلمنالم از دست تو ای ناله که تاثیر نکردی←غزل شمارهٔ ۱۳۳ - با روح صباای صبا با تو چه گفتند که خاموش شدی←غزل شمارهٔ ۱۳۴ - انتظارباز امشب ای ستاره تابان نیامدی←غزل شمارهٔ ۱۳۵ - دیوانه و پریآن کبوتر ز لب بام وفا شد سفری←غزل شمارهٔ ۱۳۶ - مکتب طبیعتفریب رهزن دیو و پری تو چون نخوری←غزل شمارهٔ ۱۳۷ - پریشان روزگاریزلف او برده قرار خاطر از من یادگاری←غزل شمارهٔ ۱۳۸ - ماه کلیساای پریچهره که آهنگ کلیسا داری←غزل شمارهٔ ۱۳۹ - پری و فروغز دریچه‌های چشمم نظری به ماه داری←غزل شمارهٔ ۱۴۰ - خال برندهدستی که گاه خنده به آن خال می‌بری←غزل شمارهٔ ۱۴۱ - سیه‌چشمان شیرازیدل و جانی که دربردم من از ترکان قفقازی←غزل شمارهٔ ۱۴۲ - درس حالاگر بلاکش بیداد را به داد رسی←غزل شمارهٔ ۱۴۳ - کاش یاربدر دیاری که در او نیست کسی یار کسی←غزل شمارهٔ ۱۴۴ - یار باقی کار باقیرفتی و در دل هنوزم حسرت دیدار باقی←غزل شمارهٔ ۱۴۵ - زندانی خاکنه عقلی و نه ادراکی و من خود خاک و خاشاکی←غزل شمارهٔ ۱۴۶ - جمع و تفریقای گل به شکر آنکه در این بوستان گلی←غزل شمارهٔ ۱۴۷ - مزد شبانیخوشست پیری اگر مانده بود جان جوانی←غزل شمارهٔ ۱۴۸ - مقام انسانیخلوتم چراغان کن ای چراغ روحانی←غزل شمارهٔ ۱۴۹ - شرم و عفتنالدم پای که چند از پی یارم بدوانی←غزل شمارهٔ ۱۵۰ - نای شبانریختم با نوجوانی باز طرح زندگانی←غزل شمارهٔ ۱۵۱ - وا جوانیبار دیگر گر فرود آرد سری با ما جوانی←غزل شمارهٔ ۱۵۲ - اخگر نهفتهای دل به ساز عرش اگر گوش می‌کنی←غزل شمارهٔ ۱۵۳ - غوغا می‌کنیای غنچه خندان چرا خون در دل ما می‌کنی←غزل شمارهٔ ۱۵۴ - نی محزونامشب ای ماه به درد دل من تسکینی←غزل شمارهٔ ۱۵۵ - نفرینچو ابرویت نچمیدی به کام گوشه نشینی←غزل شمارهٔ ۱۵۶ - دالان بهشتشاهد شکفته مخمور چون شمع صبحگاهی←غزل شمارهٔ ۱۵۷ - ماه هنرپیشهتا چند کنیم از تو قناعت به نگاهی←غزل شمارهٔ ۱۵۸ - ماه سفرکردهماها تو سفر کردی و شب ماند و سیاهی←غزل شمارهٔ ۱۵۹ - جمال بقیت اللهیسپاه صبح زد از ماه خیمه تا ماهی←غزل شمارهٔ ۱۶۰ - دنیای دلچند بارد غم دنیا به تن تنهایی←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth