→ دیوان اشعارعطار
عطار
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
غزل شمارهٔ ۶۰۱ما بار دگر گوشهٔ خمار گرفتیم←غزل شمارهٔ ۶۰۲هر آن نقشی که بر صحرا نهادیم←غزل شمارهٔ ۶۰۳تا ما ره عشق تو سپردیم←غزل شمارهٔ ۶۰۴تا دردی درد او چشیدیم←غزل شمارهٔ ۶۰۵ما ز خرابات عشق مست الست آمدیم←غزل شمارهٔ ۶۰۶چه مقصود ار چه بسیاری دویدیم←غزل شمارهٔ ۶۰۷دردا که درین بادیه بسیار دویدیم←غزل شمارهٔ ۶۰۸تا ما سر ننگ و نام داریم←غزل شمارهٔ ۶۰۹ما ننگ وجود روزگاریم←غزل شمارهٔ ۶۱۰ما مرد کلیسیا و زناریم←غزل شمارهٔ ۶۱۱چون زلف تاب دهد آن ترک لشکریم←غزل شمارهٔ ۶۱۲ما در غمت به شادی جان باز ننگریم←غزل شمارهٔ ۶۱۳من نمیرم زانکه بی جان میزیم←غزل شمارهٔ ۶۱۴ای صدف لعل تو حقهٔ در یتیم←غزل شمارهٔ ۶۱۵بر هرچه که دل نهاده باشیم←غزل شمارهٔ ۶۱۶بیا تا رند هر جایی بباشیم←غزل شمارهٔ ۶۱۷ساقیا خیز که تا رخت به خمار کشیم←غزل شمارهٔ ۶۱۸اکنون که نشانهٔ ملامیم←غزل شمارهٔ ۶۱۹بیار آن جام می تا جان فشانیم←غزل شمارهٔ ۶۲۰ما گبر قدیم نامسلمانیم←غزل شمارهٔ ۶۲۱گاه لاف از آشنایی میزنیم←غزل شمارهٔ ۶۲۲وقت آن آمد که ما آن ماه را مهمان کنیم←غزل شمارهٔ ۶۲۳ما ره ز قبله سوی خرابات میکنیم←غزل شمارهٔ ۶۲۴ما چو بیماییم از ما ایمنیم←غزل شمارهٔ ۶۲۵گر مردی خویشتن ببینیم←غزل شمارهٔ ۶۲۶ای جان ز جهان کجات جویم←غزل شمارهٔ ۶۲۷نشستی در دل من چونت جویم←غزل شمارهٔ ۶۲۸در عشق همی بلا همی جویم←غزل شمارهٔ ۶۲۹چون قصهٔ زلف تو دراز است چگویم←غزل شمارهٔ ۶۳۰چون نیاید سر عشقت در بیان←غزل شمارهٔ ۶۳۱ای روی تو شمع بتپرستان←غزل شمارهٔ ۶۳۲ای گرفته حسن تو هر دو جهان←غزل شمارهٔ ۶۳۳ای نهان از دیده و در دل عیان←غزل شمارهٔ ۶۳۴قصد کرد از سرکشی یارم به جان←غزل شمارهٔ ۶۳۵ای روی تو شمع تاج داران←غزل شمارهٔ ۶۳۶ای جگرگوشهٔ جگرخواران←غزل شمارهٔ ۶۳۷ای به روی تو عالمی نگران←غزل شمارهٔ ۶۳۸ای روی تو شمع پاکبازان←غزل شمارهٔ ۶۳۹ای یاد تو کار کاردانان←غزل شمارهٔ ۶۴۰نیست آسان عشق جانان باختن←