→ دیوان اشعارسیف فرغانی
سیف فرغانی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۴۰۱بمهر و مه نگرم بی تو هر زمان چه کنم←شمارهٔ ۴۰۲بندهٔ عشقِ توام زآن پادشایی میکنم←شمارهٔ ۴۰۳مرا گر دولتی باشد که روزی با تو بنشینم←شمارهٔ ۴۰۴بکوش تا بنشینیم یک نفس با هم←شمارهٔ ۴۰۵روز نوروزست وبوی گل همی آرد نسیم←شمارهٔ ۴۰۶ما دل برای دوست ز جان برگرفته ایم←شمارهٔ ۴۰۷درعشق دوست ازسر جان نیز بگذریم←شمارهٔ ۴۰۸ما گدای در جانان نه برای نانیم←شمارهٔ ۴۰۹ای گشته نهان از من پیدات همی جویم←شمارهٔ ۴۱۰غنچه چون کرد تبسم سوی صحرا نرویم←شمارهٔ ۴۱۱آن دوست که ما ازآن اوییم←شمارهٔ ۴۱۲ای باغ نیکویی گل روی تو را چمن←شمارهٔ ۴۱۳ای چشم من از رخ تو روشن←شمارهٔ ۴۱۴بخت من از تست شور ای بت شیرین دهن←شمارهٔ ۴۱۵ای از چو تو شیرین لبی صد شور در هر انجمن←شمارهٔ ۴۱۶ای از خمار چشم تو آشوب در جهان←شمارهٔ ۴۱۷ایا عشقت گرفته عالم جان←شمارهٔ ۴۱۸من از خدای جهان عمر میخواهم چندان←شمارهٔ ۴۱۹ای غمت همنشین بیداران←شمارهٔ ۴۲۰ای گلستان شکفته بنسیم وباران←شمارهٔ ۴۲۱از لطف وحسن یارم در جمع گل عذاران←شمارهٔ ۴۲۲ای کوی تو ز رویت بازار گل فروشان←شمارهٔ ۴۲۳خوبان رعیت اند وتویی پادشاهشان←شمارهٔ ۴۲۴دلهای عاشقان تو مشتی شکسته اند←شمارهٔ ۴۲۵ای مرغ صبح بشکن ناقوس پاسبانان←شمارهٔ ۴۲۶ای شاه حسنت را مدد از کبریای خویشتن←شمارهٔ ۴۲۷چو سعدی سیف فرغانی حدیث عشق با هرکس←شمارهٔ ۴۲۸هرگز گلی اندر جهان بی خار نتوان یافتن←شمارهٔ ۴۲۹طریق عشق جانان چیست در دریای خون رفتن←شمارهٔ ۴۳۰ما فتنه بر توایم و تویی فتنه بر سخن←شمارهٔ ۴۳۱ای شده لعل لب تو شکرافشان در سخن←شمارهٔ ۴۳۲ای لبت را خواص جان دادن←شمارهٔ ۴۳۳با سر زلف تو صعبست مسلمان بودن←شمارهٔ ۴۳۴در شهر بحسن تو رویی نتوان دیدن←شمارهٔ ۴۳۵همچون تو دلبری را از بی دلان بریدن←شمارهٔ ۴۳۶ای گشته طالع ازرخ تو آفتاب حسن←شمارهٔ ۴۳۷ای ایمن آفتاب رخت از زوال حسن←شمارهٔ ۴۳۸بگشای لب شیرین بازار شکر بشکن←شمارهٔ ۴۳۹ای دل ار جانان خوهی جان ترک کن←شمارهٔ ۴۴۰عشق را حمل بر مجاز مکن←