→ دیوان اشعارسیف فرغانی
سیف فرغانی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۳۶۱نه هرچه عشق توبود از درون برون کردم←شمارهٔ ۳۶۲نگارا گرد کوی تو اگر بسیار میگردم←شمارهٔ ۳۶۳اگر بر درگه جانان چو سگ بسیار میگردم←شمارهٔ ۳۶۴مجلس انس ترا چون محرم راز آمدم←شمارهٔ ۳۶۵ای توانگر چو (ن) گدایانت بدر باز آمدم←شمارهٔ ۳۶۶نگارا تا ترا دیدم دل اندر کس نمی بندم←شمارهٔ ۳۶۷نام تو شنیدم رخ خوب تو ندیدم←شمارهٔ ۳۶۸چو روی تو گل رنگین ندیدم←شمارهٔ ۳۶۹عشقم دلیل شد بسوی دوست راه دیدم←شمارهٔ ۳۷۰باز بر لوح ضمیر از وصف روی دلبرم←شمارهٔ ۳۷۱بیک نظر دل خلقی همی برد یارم←شمارهٔ ۳۷۲مدتی شد که من از عشق تو سودا دارم←شمارهٔ ۳۷۳نگارا با رخ خوبت نه من تنها هوس دارم←شمارهٔ ۳۷۴من تحفه از دل میکنم نزدیک جانان میبرم←شمارهٔ ۳۷۵گر کسی را حسد آید که تو را مینگرم←شمارهٔ ۳۷۶تا نقش تو هست در ضمیرم←شمارهٔ ۳۷۷ای غم تو روغن چراغ ضمیرم←شمارهٔ ۳۷۸اگر شبی ز وصال تو کام برگیرم←شمارهٔ ۳۷۹چو برقع ز رخ برگشایی بمیرم←شمارهٔ ۳۸۰از عشق دل افروزم چون شمع همی سوزم←شمارهٔ ۳۸۱بغیر دوست نداند کسی که من چه کسم←شمارهٔ ۳۸۲به روز وصل ز هجران یار میترسم←شمارهٔ ۳۸۳ای سعادت مددی کن که بدان یار رسم←شمارهٔ ۳۸۴آنجا که جای دوست بود من نمی رسم←شمارهٔ ۳۸۵ای برده آب روی من ازعشق تو درآتشم←شمارهٔ ۳۸۶ای برده رویت آب مه ازمهر تو درآتشم←شمارهٔ ۳۸۷جانست وتن در آتش عشق ودرآب چشم←شمارهٔ ۳۸۸ای منور بروی تو هر چشم←شمارهٔ ۳۸۹شب نیست که خون نبارم از چشم←شمارهٔ ۳۹۰ای عارض و خط تو شده صبح و شام چشم←شمارهٔ ۳۹۱آن توانگر بمعالی که منش درویشم←شمارهٔ ۳۹۲گر عیب کنی که زار می نالم←شمارهٔ ۳۹۳عشق تو زیر و زبر دارد دلم←شمارهٔ ۳۹۴ای گنج غم نهاده بویرانه دلم←شمارهٔ ۳۹۵گر دست دوست وار در آری بگردنم←شمارهٔ ۳۹۶ای دوستتر از جانم زین بیش مرنجانم←شمارهٔ ۳۹۷گر دست رسد روزی در پات سرافشانم←شمارهٔ ۳۹۸گر از ره تو بود خاک را گهر دانم←شمارهٔ ۳۹۹بی تو بحال عجب همی گذرانم←شمارهٔ ۴۰۰مرا که روی (تو) باید بگلستان چه کنم←